ارزیابی تطبیقی هوش حکمی با هوش معنوی و نسبت آن با تعلیم و تربیت
نویسندگان
1 استادیار دانشکده چندرسانه ای، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22034/jpiut.2022.51084.3293چکیده
ملاصدرا برای اولین بار با به کارگیری واژه «الحکمه الغریزیه» گونه جدیدی از هوش به نام هوش حکمی را ارائه میدهد. وی در زمینه میزان بهرهوری از هوش حکمی و نسبت آن با تعلیم و تربیت سه طیف کلی را مطرح نموده و تنها یک طیف را نیازمند تعلیم و تقویت عقل نظری و تمرین در جهت دهی به حوزه رفتارها، عواطف، تمایلات و خلقیات به مثابه مقدمات رسیدن به حکمت میداند. با توجه به الگوهایی که او از حکیم معرفی می نماید، حکمت را در تمام فرهنگها و ادیان قابل جستجو میداند. از سویی امونز هوش معنوی را توانایی تجربه آگاهیهای عالی معنوی جهت حل مسائل و بهبود زندگی پیگیری میکند و به بسط مولفههای هوش معنوی پرداخته و معنویت را غیربومی میداند و این نقطه آغاز این تحقیق تحلیلی برای ارزیابی تطبیقی هوش معنوی و هوش حکمی و بررسی نسبت این دو است. یافتهها: مفهوم هوش معنوی نسبت به مفهوم هوش حکمی، عامتر است و سه مولفه هوش معنوی امونز، با معیارهای هوش حکمی شباهت دارد؛ با این تفاوت که ملاصدرا رویکرد شناختی و فلسفی به مباحث هوش حکمی داشته و به منبع و شیوه دستیابی به آگاهی دقت نظر دارد.