همنشینی نقوش متباین در قابهای تزئینی گنبدِ اللهوردیخان: خوانشی بر اساس دیدگاههای دریدا درباره تقابلهای دوگانه
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی ، دانشگاه هنر ، تهران ، ایران
2 استادیار گروه تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی ، دانشگاه هنر ، تهران ، ایران
3 دانشیار گروه تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی ، دانشگاه هنر ، تهران ، ایران
doi
10.22034/hgj.2026.529219.1044چکیده
گنبدِ اللهوردیخان، از بناهای دوره صفویه در حرم مطهر امام رضا (ع)، بهواسطه نقوش کاشیکاری معرق خود شهرت فراوانی دارد. اصلِ تباین رنگ و فرم در این کاشیها بهوضوح قابل مشاهده است. هر دسته از این نقوش توسط قابهایی احاطه شده است که بسته به ترکیببندی، شکل و محل قرارگیری بر سطح گنبد، تنوع ظاهری چشمگیری ایجاد میکنند. دریدا، فیلسوف الجزایریتبار فرانسوی (۲۰۰۴–۱۹۳۰)، در چارچوب نظریههای شالودهشکنانه خود، تقابلهای دوگانه در ساختارگرایی را نقد میکند. بر اساس نظریه تقابلهای دوگانه، منطق حاکم بر تفکر انسانی بر پایه این تقابلها استوار دانسته میشود؛ اما دریدا این سلسلهمراتب تقابلی را واژگون ساخته، معنا را مبهم و چندگانه میپندارد و وجود معنای واحد در متن را نفی میکند. هدف این نوشتار، بررسی معانی محتمل و زنجیرهواری است که نقوش متباین در چارچوب نگرش دریدا منتقل میکنند، تا از این رهگذر به گسترش معانی و مفاهیم در بستر نقوش سنتی دست یابیم. پرسشهای تحقیق عبارتاند از: انواع تباین در قابهای تزئینی گنبدِ اللهوردیخان کداماند؟ نظریه تضادهای دوگانه دریدا چگونه میتواند اثر هنریای مانند قابهای تزئینی گنبدِ اللهوردیخان را تبیین کند؟ روش تحقیق این مقاله توصیفی–تحلیلی و گردآوری اطلاعات بهصورت کتابخانهای–اسنادی و با ابزار کتاب، رایانه و تصویر انجام شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که انواع مختلفی از تباین در زمینه فرم و رنگ در قابهای تزئینی کاشیهای گنبدِ اللهوردیخان قابل تشخیص است؛ از منظر دیدگاههای شالودهشکنانه دریدا، این نقوش نه معرف یک مفهوم واحد، بلکه نمایانگر زنجیرهای از مفاهیم و نمادها هستند؛ چنین نگرشی به گسترش معانی و مفاهیم مترتب بر نقوش و عناصر سنتی و تزئینی میانجامد.