منطق ادراک ایران هراسی و چالش های آن در سیاست خارجی دولت سیزدهم
نویسندگان
1 دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22034/sspp.2022.699881چکیده
تصویرسازی بهینه و مطلوب از کشور و مدیریت این تصویر بینالمللی، یکی از مهمترین ابعاد سیاست خارجی کشورها به حساب می آید. این مساله اگر چه از گذشته در قالب دیپلماسی عمومی در دستور کار کشورها قرار گرفته اما در پرتو سرعت شتابان استفاده از فضای مجازی و رسانه های بینالمللی و رقابت روایت ها در سیاست جهانی، اهمیت فوق العاده ای یافته است. در این شرایط، جمهوری اسلامی ایران که از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی با پدیده ای به نام "ایرانهراسی" مواجه شده بود، در دو دهه اخیر از یکسو به شدت تحت تاثیر دو مقوله جهان – شهروندی و نتیزن و از سوی دیگر پویایی تحولات داخلی، منطقهای و بینالمللی قرار گرفته که بر امواج ایرانهراسی در سطح منطقه و در نظام بین الملل افزوده است. این مقاله با هدف بررسی ابعاد، سیر تحول و پیامدهای ایرانهراسی تلاش دارد تا به این سوال اصلی بپردازد که مهمترین چالش های ایرانهراسی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با تمرکز بر دولت سیزدهم کدامند؟ یافته های این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته نشان می دهد که بازنمایی مسائل و تحولات ایران در راستای ایرانهراسی بویژه در قبال دولت سیزدهم، نه تنها با هدف محدودسازی قابلیت های بالقوه و بالفعل دیپلماسی کشورمان در بسط روابط خارجی و قدرت نرم کشور در خارج از مرزها صورت می گیرد بلکه موج چهارم ایرانهراسی با توسعه فضای مجازی و تشدید فعالیت رسانه های خارج از کشور به دنبال تاثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی و القای بحران چهره نظام جمهوری اسلامی ایران بویژه در نسل جوان و کاهش سرمایه اجتماعی نظام در حوزه سیاست خارجی است. از این رو، تبیین دستاوردها و تقویت برندینگ ملی در حوزه های مختلف بویژه در سطح داخلی و تقویت سیاست همسایگی و ارتقای دیپلماسی عمومی در سطح منطقهای و بینالمللی، یک ضرورت اساسی و پیش شرط کارآمدی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دولت سیزدهم میباشد.