چشمانداز راهبرد احتمالی آمریکا در غرب آسیا و الزامات سیاستی آن
نویسندگان
1 دانشگاه شهید باهنر کرمان
2 دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز
doi
10.22034/sspp.2022.699884چکیده
ایالات متحده پس از پایان جنگ جهانی دوم و به ویژه متعاقب حملات یازده سپتامبر با هدف پیشبرد راهبرد بینالمللگرایی لیبرال، در منطقه غرب آسیا حضور فعالانه یافت. با این حال، آمریکا به علت مواجهه با چالشهای گوناگون قادر به تداوم راهبرد کنشگری فعالانه با حضور حداکثری نیروهای نظامی در منطقه خاورمیانه نبوده و همواره از تحول در کیفیت کنشگری منطقهای آمریکا سخن به میان آمده است. نقطه عطف این دگرگونی را باید سیاست اوباما در باب «چرخش به آسیا» دانست که تمرکز فزاینده بر مقابله با تهدید چین و متعاقب آن، کاهش حضور فیزیکی-نظامی در خاورمیانه مهمترین دلالتهای آن میباشند. پرسش اصلی پژوهش جاری آنست که متغیرهای داخلی و بینالمللی، چه تأثیری بر راهبرد کلان سیاست خارجی آمریکا در منطقه غرب آسیا دارند. نگارندگان با اتخاذ رویکرد توصیفی-تحلیلی و بهرهگیری از روشهای کتابخانهای، تحلیل محتوای اسناد و مصاحبه نیمه ساختارمند درصدد پاسخگویی به پرسش مذکور بودهاند. یافتههای پژوهش جاری حکایت از آن دارد که کاهش حضور سخت آمریکا، پشتیبانی از همپیمانان سنتی، گرایش فزاینده متحدان منطقهای آمریکا به کنشگری مستقل و روند افزایشی نفوذ رقبای بینالمللی آمریکا در غرب آسیا، محتملترین چشمانداز متصور در باب کیفیت کنشگری ایالات متحده در منطقه خاورمیانه خواهد بود.