نقش ادراک در الگوی تقابل و تعامل ایالات متحده در قبال پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1
2 دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی
doi
10.22034/sspp.2022.699887چکیده
الگوی تقابل راهبردی و تعامل تاکتیکی آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران به طور معمول در چهارچوب نظریات کلان روابط بینالملل یا از منظر تحلیل سیاست خارجی با تأکید بر مؤلفه داخلی و نظم بینالمللی مورد ارزیابی قرار گرفته است. با این حال، بررسی روند شکلگیری رویکرد دولت اوباما و ترامپ در قبال ایران و به طور خاص پرونده هستهای نشان میدهد فارغ از ریشهها و علل راهبرد تقابلی آمریکا نوع تصمیمگیری و الگوی رفتار ایران در قبال واشنگتن نقش مهمی در تعدیل یا تشدید تقابل داشته است. فهم این مسئله از دریچه تئوری شناخت و واکاوی جایگاه ادراک کارگزاران آمریکایی در تصمیمگیری راهبردی آنان میتواند نقش مؤثری در اتخاذ رویکرد متقابل و متناسب از سوی ایران داشته باشد. از این رو، سوال اصلی آن است که ادراک آمریکا از نوع الگوی رفتاری ایران در سیاست خارجی چگونه بر شکلگیری راهبرد واشنگتن در قبال تهران اثر گذاشته است؟ یافتههای این پژوهش نشان میدهد که غالباً الگوی تعامل و تقابل آمریکا و ایران نسبت معکوس دارد. به عبارت دیگر، طبق تجربه، رویکرد تعاملی و تنشزدایی ایران در قبال آمریکا منجر به تشدید تقابل و تنشزایی از سوی واشنگتن شده است و رویکرد مقاومت فعال از طرف ایران موجب تعدیل رویکرد تقابلی آمریکا و تعامل -ولو تاکتیکی- آن گشته است.