بررسی انتقادی نظریۀ معرفت‌شناسی مشارکت در فهم باورهای دینی

نویسندگان

1 دکتری فلسفۀ معاصر، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران؛ قم، ایران

2 دانشیار گروه فلسفه، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران.

doi
10.22034/jpiut.2022.52570.3299
چکیده

جان کاتینگهام فیلسوف معاصر انگلیسی بهترین شیوه برای فهم باور دینی را فهم هم­دلانه از آن می­داند. وی نظریۀ خود را معرفت­شناسی مشارکت می­نامد. بر اساس این نظریه، برای فهم باورهای دینی باید رویکرد تفکیک شده را کنار گذاشت و با ورود به زیست ایمانی شرایط تحقق تجارب دینی مومنین را برای خود فراهم آورد و در ضمن این مشارکت همدلانه در دین، نظر نقادانۀ را نیز حفظ نمود. وی چنین رویکردی را، راه میانه­ای بین خردگریزی کرکگوری و نسبی­گرایی پلانتینگایی دانسته و آن را قابل تعمیم به سایر حوزه­ها فلسفی می­داند. این رویکرد با انتقادهایی مواجه است. نخست آنکه قبل از ورود به یک زیست ایمانی، ارزیابی جهان­بینی آن ضروری است و این ارزیابی مقدم بر سیستم عملی و متون ادبی و عاطفی آن دین می­باشد. دوم آنکه تلازمی میان فهم همدلانه از دین و ورود به زیست ایمانی نیست و سوم آنکه با ورود به یک زیست ایمانی، پذیرش یک باور غیر ارادی خواهد بود و بعد از تحقق چنین باوری، نقد آن میسر نیست.