رورتی در مقابل هابرماس: چرخش پراگماتیک نسبت به صدق و کاربست آن در سازماندهی روابط توجیهی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه، دانشگاه بین المللی امام خمینی. قزوین. ایران.

2 استاد گروه فلسفه، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران

3 استادیار گروه فلسفه. دانشگاه بین المللی امام خمینی. قزوین. ایران.

4 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه بین المللی امام خمینی. قزوین. ایران.

doi
10.22034/jpiut.2022.52331.3273
چکیده

بحث میان هابرماس و رورتی ناظر به امکان یا عدم امکان سازماندهی روابط توجیهی بر اساس صدق است. هر دو برای اجتناب از بن­بست­های رویکرد معرفت­شناختی به صدق، چرخشی پراگماتیک را پیشنهاد می­کنند. اختلاف نظر آنها از آنجا شکل می­گیرد که رورتی چرخش پراگماتیک را تا حذف مفهوم صدق پیش می­بَرَد اما هابرماس معنایی کانتی را برای صدق در نظر می­گیرد که بنا بر آن، صدق صرفاً ایده­ای تنظیمی و استعلایی است که فرض وجود آن برای امکان سازماندهی روابط توجیهیِ کنش­گران ضروری است. رورتی در مقابل، عقیده دارد که صدق حتی در معنای تنظیمی و استعلایی آن هیچ معنای محصّلی در بر ندارد. زیرا نمی­توان چیزی را هدف قرار داد و برای به دست آوردنش کوشش نمود مگر آنکه دستیابی و یا نزدیک شدن به آن قابل تشخیص باشد. معیاری که رورتی برای سازماندهی روابط توجیهی ارائه می­دهد، نه صدقی در فرا رو، بلکه روایت تجاربی است که پشت سر گذاشته­ایم. به نظر می­رسد رورتی در ردّ انتقاداتی که هابرماس بر امکان حذف مفهوم صدق در سازماندهی روابط توجیهی مطرح می­کند، موفق است؛ صرفاً به این معنا که اندیشۀ­ او سازگاری و انسجام بیشتری با چرخش پراگماتیک دارد. اما جایگزینی که رورتی برای صدق ارائه می­دهد این نتیجه را نیز به­همراه دارد که عملاً هیچ هدف معینی برای انسان قابل تصور نیست. شایستگی روایت­ها در سازماندهی روابط کنشگران تنها در عرصۀ تجربه قابل سنجش است. به عقیدۀ او ما فقط باید امیدوار باشیم که مسیری بهتر از گذشته را دنبال کنیم. این ابهام در اندیشۀ رورتی شاید مهمترین چالش در پذیرش آرای اوست.