نقد تکیه جزئیگرایی اخلاقی بر دلیلهای اخلاقی
نویسندگان
1 استادیار، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
doi
10.22034/jpiut.2022.52603.3305چکیده
جزئیگرایی اخلاقی، گرایشی است در فلسفه اخلاق معاصر که بر اساس مبانی فرااخلاقی، با محوریت اصلها در اخلاق و در نظریههای اصلمند اخلاق مخالفت میورزد و آن را مخل فکر و تشخیص اخلاقی میداند. چالش جزئیگرا در مقابل اصلمندی در اخلاق مهم است و به همین دلیل جا دارد که نقصهای جزئیگرایی شناسایی شود تا مقدمه رفع آنها شود. مقاله حاضر به آن دسته از نقصهای جزئیگرایی اخلاقی میپردازد که منشأشان تکیه جزئیگرایان بر دلیلهاست. دلیل در بحثهای هستیشناختی اخلاق، یک جنبه موقعیت است که لَهِ و یا علیهِ، عمل است. اولاً تکیه جزئیگرا بر دلیلهای اخلاقی برای اثبات جزئیگرایی اخلاقی سودمند نیست، زیرا قابل جمع بودن کلگرایی با عامگرایی و قابل جمع بودن اتمگرایی با جزئیگرایی، نشان میدهد نزاع درباره نقشها و ماهیت اصلهای اخلاقی (نزاع جزئیگراییـعامگرایی)، با استفاده از بحث اتمگرایی و کلگرایی در نظریه دلیلها قابل حل نیست. ثانیاً این تکیه، برای جزئیگرایی نه تنها سودمند نیست بلکه زیانمند است به این معنی که خللهایی در آن ایجاد میکند. زیرا (الف) تصور اخلاق صرفاً در چارچوب دلیلهای اخلاقی، در بهترین حالت تصوری ناقص از الزام اخلاقی و بنابراین از اخلاق به بار میآورد؛ و (ب) تصور محدود از اصلهای اخلاقی در چارچوب دلیلهای عام، مانع شمول جزئیگرایی بر همه نظریههای اصلمحور اخلاق، یا دستکم مهمترین نظریهها، میشود. امر مطلق بهعنوان یک نمونه بسیار مهم نشان میدهد قلمرو اصلهای اخلاقی گستردهتر از قلمرو دلیلهای اخلاقی است.