مفهوم «معنا» در منطق معنای ژیل دلوز

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی قزوین، قزوین، ایران

2 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین، قزوین، ایران

3 استاد گروه فلسفه، دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین، قزوین، ایران

doi
10.22034/jpiut.2022.52158.3254
چکیده

دلوز در نقد هستی‌شناسی ذات در کتاب منطق معنا به ارائه «هستی‌شناسی معنا»ی خود می‌پردازد که مفهوم «معنا» به‌عنوان نقطه‌ مرکزی این هستی‌شناسی به منظور پیوند هستی و اندیشه در آن طرح می‌شود. وی با استفاده از منطق رواقی و مفاهیمی همچون لکتا، رخداد، اثر، بیان، و ... و همچنین با به کارگیری مفاهیم نسبت واگرایی و هم‌گرایی بین سِری‌های تکینگی-رخدادهای لایب‌نیتس، جایگاه هست-منطقی «معنا» را اثبات می‌کند. بدین‌ترتیب، هدف از این مقاله بررسی مفهوم «معنا» در کتاب منطق معنای دلوز و ارائه تبیینی از هستی‌شناسی/منطق معنای اوست. بدین منظور، پس از نظری اجمالی بر بستری که نظریه معنا در آن طرح می‌شود و از این نظریات گسست می‌یابد، در جهت موضع‌یابی معنا در اندیشه دلوز پیش می‌رویم و با ترسیم پیوندهای معنا با مفاهیم و ایده‌های دیگر می‌کوشیم به فهم هستی‌شناسی/منطق معنا نزدیک‌تر شویم و موضع دووجهی معنا را روشن سازیم. بر این باوریم که این گام‌ها در نهایت می‌تواند نسبت زبان و هستی را در فلسفه دلوز آشکارتر ‌کند.