به سوی یک اخلاق اگزیستانسیال؛ واکاوی مواجهه کییرکگور با داستان ابراهیم از منظر فلسفه هایدگر
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
2 استاد فلسفه، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22034/jpiut.2022.53507.3364چکیده
این پژوهش بر آن است تا با کنار هم نهادن آرای کییرکگور در کتاب ترس و لرز و تحلیلهای هایدگر در کتاب هستی و زمان تعریف تازهای از انسان به دست داده، از این رهگذر امکان تبیین اخلاقی نوین را مطرح سازد. کییرکگور با ارجاع به داستان ابراهیم عهد عتیق کنش ایمانی را در برابر اخلاق فضیلتمحور قرار میدهد. به اعتقاد او کنش ایمانی با گسستن قیود اخلاق سنتی از حدود امر کلّی فراتر میرود و با مطالبه فردیت خود گام به کورهراه ایمان میگذارد. رهرو ایمان چونان قهرمانان تراژدی امکان بازگشت به آغوش کلیّت را ندارد. او الیابد کلیت را رها کرده، و به عنوان یک فرد آزادانه تصمیم میگیرد و عمل میکند. از طرف دیگر تحلیلهای هستیشناسانه هایدگر از دازاین نشان میدهد که مقوم انسان نه ماهیتی مثالی، بلکه اگزیستانس یا به عبارتی هستن- توانستن اوست. انسان همان است که میتواند باشد. بنابراین با تطبیق نگاه کییرکگور و هایدگر میتوان اولاً به ضرورت رویکرد هستیگرایی در عوض ماهیتگرایی در رابطه با انسان رسید، و ثانیاً درصدد برآمد تا اخلاق کلنگر سنتی را –که بر مدار تقدّم ماهیت بر هستی انسان تعریف میشود- پس پشت نهاد و به اخلاقی رسید که بر پایه اصالت هستی انسان قوام یافته باشد.