بررسی تجربه تشکیل «شبکه ملی جامعه و دانشگاه» با تاکید بر چالشهای پیشرو
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز
2 دانشگاه اصفهان
doi
چکیده
دولتها و متخصصان همواره در پی یافتن مدلهای موثر سیاستگذاری و خطمشی گذاری هستند. سیاستگذاری مشارکتی از جمله کارآمدترین الگوهای سیاستی است که از سوی متخصصان ارائه شده و از طرف دولتها به کار گرفته میشود. این الگو که مبتنی بر درگیرسازی ذینفعان در فرایند تدوین خطمشیها است، در ایران کمتر مورد توجه بوده، چندان به بوته عمل در نیامده است. از جمله معدود تلاشهای دولت برای بهرهگیری از این مدل سیاستی شبکه ملی جامعه و دانشگاه (به عنوان سازوکاری برای انجام مسئولیت اجتماعی دانشگاه و ایفای نقش دانشگاهها در فرایندهای تصمیمسازی و سیاستگذاری است) است که در مقاله حاضر مورد بررسی قرار گرفته است. طی مقاله حاضر تلاش شده با استفاده از تحلیل اسناد، مشاهده مشارکتی و مصاحبه، چالشهای پیش روی شبکه ملی جامعه و دانشگاه مورد بررسی قرار گیرد. بر اساس یافتههای پژوهش، این چالشها در دو بعد عینی و ذهنی قابل بررسی است. بعد عینی شامل سه مولفه ساختاری – زمینهای، نهادی – سازمانی و نیروی انسانی است. در بعد ذهنی از طرفی مبانی نظری شبکه دچار اغتشاش و شکاف بنیادین است و از طرف دیگر بستر گفتمانی لازم برای هژمونیک شدن ایدهها شکل نگرفتهاست.