مقایسه عملکرد خانواده و همجوشی فکر- عمل در مبتلایان به اختلال وسواسی جبری، دوقطبی و افراد عادی

نویسندگان

1 استاد،گروه روانشناسی،دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی،دانشگاه محقق اردبیلی،اردبیل،ایران

2 کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.

3 استاد،گروه روانشناسی،دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی،دانشگاه محقق اردبیلی،اردبیل،ایران.

doi
10.22038/mjms.2021.19859
چکیده

مقدمه: در بین مشکلات روان‌شناختی، اختلالات خلقی و وسواسی- جبری به دلیل ماهیت عودکننده، سالانه هزینه‌های گزافی به جامعه تحمیل می‌کنند، در همین راستا مطالعه حاضر با هدف مقایسه عملکردخانواده و همجوشی فکر-عمل در افراد وسواسی جبری، دوقطبی و بهنجار انجام شد.روش کار: پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه‌ای بود. جامعه آماری این پژوهش متشکل ازکلیه بیماران وسواسی- جبری و دوقطبی بستری و مراجعه‌کننده به بیمارستان فاطمی و مطب‌های روان‌پزشکی شهر اردبیل در دی و بهمن 1398 و خرداد و تیر 1399 می‌باشد که از طرف متخصصین تشخیص اختلال وسواسی-جبری و دوقطبی دریافت کردند. از این جامعه آماری فوق تعداد 40 نفر افراد وسواسی- جبری،40 نفر افراد دو‌قطبی و 40 نفر افراد بهنجار به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار این پژوهش پرسشنامه عملکرد خانواده تاویتیان و همکاران (1987) و پرسشنامه همجوشی فکر-عمل راچمن و شافران (1998) بود.. داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS-25 و با آزمون آماری تحلیل واریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شد.نتایج: نتایج نشان داد که افراد دارای اختلال دوقطبی و وسواسی جبری عملکرد خانواده کمتری نسبت به افراد بهنجار دارند. همچنین، میانگین نمرات ادغام فکر و عمل درافراد دارای اختلال وسواسی جبری و دوقطبی بالاتر از افراد بهنجار بود. (P<0/05)نتیجه‌گیری:. این نتایج نشان می‌دهد که اختلال در بدکارکردی خانواده و از بین رفتن مرز میان فکر- عمل موجب افزایش شدت اختلال وسواسی جبری و دوقطبی می‌شود. لذا، توجه به این نتیجه در طرح‌های روان‌درمانی و مداخله‌های تخصصی می‌تواند مؤثر واقع شود