گسست از بیان امر الهیِ هگلی در پیکرسازی مدرن
نویسندگان
1 دکتری فلسفه هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22034/jpiut.2022.52063.3266چکیده
هگل از معدود متفکرانی است که به هنر پیکرسازی اندیشیده است. وی در کتاب پدیدارشناسیِ روح در ذیل مبحث دین به طور موجز و در درسگفتارهای زیباشناسی به تفصیل دربارۀ پیکرسازی سخن گفته است. ویژگی مشترک این دو متن آن است که امر مطلق که مترادف امرِ الهی است در هر دو متن، توانسته است از طریق پیکرتراشی در حد توان و ظرفیت هنر به بیان آگاهی از خویشتن بپردازد. هگل، هنر پس از رُمانتیک را پایانیافته میداند و معتقد است که هنر دیگر نمیتواند نمایانگر و بیانگر نیاز روح باشد زیرا دیگر هنر نیاز مبرم روح نیست. پیکرسازی مدرن تفاوت ماهوی با تلقی هگل از این هنر دارد با این حال این تلقی جدید از پیکرسازی هم از بطن اندیشۀ هگل قابل دریافت است. هگل هنر پیکرسازی را بیانگر و بازنمایانندۀ امر الهی در مراحل مختلف تاریخ (اعم از تاریخ دین و تاریخ هنر) میداند. در هنر مدرنیسم، پیکرۀ انسان به عنوان مأمن و معبد روح، متلاشی شده است و هنر پیکرسازی دیگر نمیتواند بیانگر امر الهی باشد. در واقع بنیاد پیکرسازی مدرن، اصالت بشر است و امور فردی و اجتماعی انسانی جایگزین امر الهی میشود. در این مقالۀ تلاش شده است نسبت بین امر الهی و اعلام پایان هنر توسط هگل مورد تأمل قرار گیرد سپس گسست از بیان امر الهی در پیکرسازی مدرن بررسی شود. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که تلقی سکولار از پیکرسازی مدرن میتواند از بطن اندیشۀ هگل بیرون کشیده شود.