تأملی بر دوگان نفس ـ بدن در آیین اورفه و تأثیر آن بر آموزة نفس افلاطون
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 دانشجوی دکتری فلسفه، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22034/jpiut.2022.51777.3226چکیده
تمایزانگاری میان نفس و بدن در تاریخ فلسفه بحثی است درازدامن که تا به امروز دستمایة پژوهشهای متعدد و پذیرای آرای سلبی و ایجابی در حوزههای مختلف از مباحث الهیاتی تا علوم شناختی بوده است. غالب مفسران بر این باورند که نخستین بارقههای شکلگیری این تمایزانگاری – دستکم در حوزة فلسفه - در تأملات متفکران اورفهای و آن بخش از مناسک آنان یافت میشود که ناظر به مراقبت و پرورش پارة الهی و نامیرای وجود انسان است. در این پژوهش، پس از نظر به آموزة نفس در آیین اورفه و بررسی خاستگاه اسطورهای آن، به پارههایی از محاورات افلاطون ناظر به آموزة نفس اشاره میکنیم که معتقدیم بر اساس مضامین اورفهای صورتبندی شده و به استناد آنها میتوان افلاطون را حکیمی اورفهای دانست و روش فلسفی او، دیالکتیک را در کنار آموزههای نظری، سلوکی عملی در راستای تعالی و رهایی آن پارة الهی تفسیر کرد.