جایگاه دیگری بزرگِ لکان و چگونگی شکلگیری سوژه در متنهایی برای هیچ اثر بکت
نویسندگان
1 استادیارگروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات روایی دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران
doi
10.22034/jpiut.2022.50113.3115چکیده
پژوهش پیشروی میکوشد با کاربست نظریۀ ژَک لَکان متفکر و روانکاو فرانسوی، به نحوۀ شکلگیری سوژه در «دیگریِ بزرگ» با توجه به اثر متنهایی برای هیچ نوشتۀ ساموئل بکت بپردازد. سوژۀ مدِّ نظر لکان، خطخورده، چندپاره، منقسم و بهمثابۀ سوژۀ فقدان است که به هویت یکپارچه و ثابت تن نمیدهد. برپایۀ این، پرسش اصلی نوشتار حاضر تبیین ناتوانی سوژه در پیدا کردن کلیت و تمامیت هویت خود میباشد. هدف اصلی این مقاله، بررسی نحوۀ شکلگیری سوژه در«دیگریِ بزرگ» و تبیین چگونگی رخنهکردن زبانِ «دیگری» در «من» است. بدین جهت ابتدا مفاهیم کلیدی از قبیل: ناخودآگاه، دیگری، سوژۀ بیان و بیانگر را ارائه دادیم؛ سپس با روش توصیفی- تحلیلی و با نمونهکاوی، متن را تحلیل و بررسی کردیم. یافتههای مطالعۀ حاضر در متنهایی برای هیچ نشان میدهد که «دیگریِ بزرگ» بهمنزلۀ «زبان» در گفتمان حضور مییابد و با نقشآفرینی، سبب تغییر وضعیت و انقسام سوژه میشود که این انشقاق و دوپارگی، خود را در گزارههایی خودآگاه و ناخودآگاه آشکار میسازد؛ همچنین «دیگری بزرگ» با زنجیرهای از دالهای زبانی بر سوژه چیره میشود که اختیار و ارادۀ سخن را از او گرفته و همین امر منجر میشود به اینکه راویِ اثر مذکور به شکل راویِ روانگسیخته، هذیانی و زبانپریش در متن ظاهر شود و روایتی فاقد انسجام را تولید کند. درواقع، با این بررسی میتوان شیوههای بازنمایی سوژه در ارتباط با دیگری و چگونگی مواجهشدن با مقولۀ هویت را در متن مورد بحث تبیین کرد.