کارکرد فرهنگ مدارا در امنیت اجتماعی (مطالعۀ موردی: شاهنامۀ فردوسی)
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
doi
10.22083/scsj.2026.550789.1313چکیده
فرهنگ مدارا یکی از ابزار مؤثر در امنیت اجتماعی جامعه است و نبود آن، در تضعیف امنیت اجتماعی جامعۀ امروز ایرانی، نقش اصلی را داشته است. فرهنگ مدارا ابزاری است که بیشک به حل این مشکلات کمک خواهد کرد؛ زیرا میتواند افراد با عقاید و سلایق متفاوت را در کنار هم آورده تا به یاری هم مشکلات را حل کند. شناخت و بازنگری اندیشههای گذشتگان در ادبیات فارسی؛ بهویژه شاهنامۀ فردوسی بهعنوان آینه و ساماندهندۀ جامعه، میتواند امروزه ما را بومیسازی دانش امنیت اجتماعی یاری کند؛ ازاینرو، این پژوهش، با این پرسش آغاز میشود که «فرهنگ مدارا در تقویت امنیت اجتماعی در شاهنامۀ فردوسی چه کارکردی دارد». با توجه به یافتههای پژوهش، میتوان فرضیۀ آن را اینگونه مطرح نمود که «شاهنامه فرهنگ مدارا، بردباری و شکیبایی را برای رسیدن به امنیت اجتماعی در جامعه، در سلامت اندیشه، سلامت رفتار و سلامت بیان حاکمیت و مردم جامعه میداند». فردوسی، پاکدامنی، پاکی اخلاق و رسیدن به آخرین مراحل انسانیت و بسیاری از زیباییهای انسانی و الهی را هم یادآور میگردد؛ بنابراین میتوان گفت، امروزه، مدارا و بردباری، ضرورت امنیت اجتماعی است و میتواند با ایجاد همبستگی میان نظام سیاسی و مردم و ایجاد همبستگی اجتماعی و زندگی مسالمتآمیز میان مردم جامعه، سبب کاهش بسیاری از آسیبهای اجتماعی همچون دورویی و دروغ، ریا، ستم، انحرافات و ناهنجاریها و ...، راهگشای بسیاری از مشکلاتی باشد. این پژوهش از نوع پژوهشهای بنیادین نظری و کاربردی است که به روش توصیفی-تحلیلی انجامشده و یافتههای آن با شیوۀ «تجزیهوتحلیل کیفی» و با روش «استدلال استقرایی» تحلیل شده است.