مدلسازی الگوپذیری سیاسی نوجوانان ایرانی از گروههای مرجع در شبکههای اجتماعی غیربومی با تأکید بر مدیریت راهبردی
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی نیشابور
2
3 دانشگاه علوم پزشکی ایران
4 دانشگاه علوم پزشکی قزوین
5 دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22083/scsj.2026.564205.1342چکیده
گروههای مرجع در شبکههای اجتماعی غیربومی نقش مهمی در شکلدهی به نگرشها، رفتارها و تصمیمات سیاسی کاربران، بهویژه نوجوانان، ایفا میکنند. این گروهها که عمدتاً شامل رهبران فکری و افراد تأثیرگذار هستند، میتوانند بر فرآیندهای اجتماعی و فرهنگی تأثیرگذار باشند و الگوهای رفتاری جدیدی را در فضای دیجیتال ترویج دهند. پژوهش حاضر باهدف مدلسازی راهبردی الگوپذیری سیاسی نوجوانان ایرانی از گروههای مرجع در شبکههای اجتماعی غیربومی، با رویکردی مبتنی بر مدیریت راهبردی و روش اکتشافی آمیخته (کیفی کمی) انجام شده است. در بخش کیفی، با بهرهگیری از مصاحبههای نیمهساختاریافته با متخصصان علوم سیاسی، ارتباطات و مدیریت رسانه و مدیریت فرهنگی، مؤلفهها و شاخصهای کلیدی شناسایی و طبقهبندی شدند. در بخش کمی، دادههای حاصل از پرسشنامههای استاندارد در میان نوجوانان ایرانی تحلیل گردید و نتایج آزمون T تکنمونهای نشان داد که از میان پنج مؤلفه پایهای، سه مؤلفه «ویژگی رسانه اجتماعی»، «متغیر زمینهای» و «تأثیرپذیری و نقش همسالان» دارای میانگین بالاتر از سطح متوسط بودند (p<0.05) و اهمیت بیشتری در فرآیند الگوپذیری سیاسی داشتند. در مقابل، مؤلفههای «اعتماد به رسانهها»، «نقش خانواده»، «نقش مدرسه»، «نقش معروفها و سلبریتیها» و «شرایط جامعه» دارای میانگین کمتر از سطح متوسط بودند (p<0.05) و از تأثیرگذاری کمتری برخوردار بودند. یافتهها نشان میدهد که الگوپذیری سیاسی نوجوانان در فضای مجازی پدیدهای چندوجهی و پیچیده است که تحت تأثیر پنج مؤلفه اصلی، هشت عامل فرعی و بیستوشش شاخص قرار دارد. نتیجهگیری پژوهش تأکید دارد که در حوزه دیجیتال، هدف صرفاً نباید حفاظت از نوجوانان باشد، بلکه باید آنها را در بهرهگیری از ظرفیتهای تحولآفرین شبکههای اجتماعی برای شکلدهی به هویت فردی، کنشگری اجتماعی و مشارکت سیاسی توانمند ساخت. نتایج این پژوهش میتواند به سیاستگذاران، مدیران فرهنگی و نهادهای آموزشی در تدوین راهبردهای مؤثر برای ارتقاء سواد رسانهای، تقویت هویت ملی و کاهش آسیبهای ناشی از نفوذ گروههای مرجع غیربومی کمک کند.