«تعلّق به» و «گسستن از»؛ تأمّلی بر نسبت هرمنوتیک گادامر، پداگوژی انتقادی و سنّت
نویسندگان
1 دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/jpiut.2022.52671.3324چکیده
در عالم فلسفه، بحثها دربارۀ مناقشۀ گادامر با هابرماس بر سر موضوع سنّت همچنان جاری است. اما در عرصۀ فلسفۀ تعلیم و تربیت معمولاً هرمنوتیک فلسفی گادامر از سوی مدافعان پداگوژی انتقادی، به محافظهکاری متّهم شده و پژوهشهای اندکی در دفاع از توان انتقادی هرمنوتیک گادامر به چشم میخورد. در اسناد رسمی نظام آموزشی ایران نیز اگرچه بر پاسبانی و در عین حال بازسازی سنّتها تأکید میشود، اما در عمل نوعی سرگشتگی در توجه متوازن به این دو مشهود است. این پژوهش در پی آن است تا با بازخوانی جایگاه سنّت در هرمنوتیک گادامر، عناصر انتقادی آن را واکاوی کند و به این ترتیب هم دفاعیهای از تعلیم و تربیت بر مبنای هرمنوتیک فلسفی در برابر پداگوژی انتقادی ارائه داده و هم الگویی برای مواجهه با سنّتها در تعلیم و تربیت فراهم آورد. مدّعای اصلی این پژوهش آن است که تلّقی گادامر از سنّت همزمان واجد بیان توصیفی به عنوان مبنای تربیتی و بیان هنجارین به عنوان اصل تربیتی است و بستر تحقق هر دوی آنها «یادگیری از مسیر منفیّت» است. در چنین بستری، «تأثیر و تأثّر آگاهی و تاریخ»، «در نظر گرفتن سنّت به عنوان پاسخی برای یک پرسش»، «فاصلهگیری انتقادی از سنّت» و «کاربست سنّت» مهمترین عناصر انتقادی خواهند بود که هرمنوتیک گادامر را از یک هرمنوتیک محافظهکار و سنّتگرا متمایز خواهند ساخت.