بررسی چگونگی مجال یادگیری دادن و تحلیل مراحل و ابعاد آن در الگوی تدریس هیدگر
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران
2 استادیار گروه فلسفه، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
3 استادیار گروه علوم تربیتی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران
doi
10.22034/jpiut.2022.51460.3197چکیده
نوشتار حاضر به دنبال بررسی الگوی تدریسِ مارتین هیدگر، بهعنوان یکی از مؤثرترین فیلسوفان اگزیستانسِ قرن بیستم است. هیدگر، فرآیند تدریس را منادی به «مجالِ یادگیریدادن» تعریف میکند و آموختنِ چگونگی این مجالدهی توسط آموزگار را امری ضروری و در عین حال دشوار میداند. از این روی در این نوشتار با تمرکز بر تعریف فوق، پس از بیانِ بایستههای امرِ تدریس و ایضاحِ مفهوم یادگیری در اندیشه هیدگر، به تحلیل و واکاوی چگونگی مجالدادن و بررسی ابعاد و مراحل آن با توجه به الگوی تدریس هیدگر خواهیم پرداخت. با مطالعه و بررسی آثار مختلف هیدگر بهویژه بررسی پدیداری الگوی تدریس وی در این نوشتار مشاهده خواهیم کرد که: اولاً، او در نظام فکری و تعلیمی خود تلاش نموده تا تعریف جدیدی از امر تدریس و یادگیری ارائه دهد که از سنت فکری زمانة او کاملاً جدا و بیگانه و در عین حال هماهنگ با اندیشه خودِ اوست. ثانیاً، او تدریس را دارای ابعاد و مراحلِ پدیداریِ مختلفی میداند که غفلت از آنها موجب عقیم گشتن فرآیند تعلیم خواهد شد. از میان این ابعاد و مراحل مختلف، در این پژوهش مباحث ذیل مورد توجه قرار گرفته است: فرآیند تعاملی یادگیری، موضوع مورد اهتمام، مواجهه وجودی، ایجاد اشتیاق، گوشسپاری، خروج از قلمرو مأنوس، پرسشگری و جهش.