تبیین پدیدارشناختی ادراک معلّمان سرآمد از ابعاد و مؤلفه‌های فلسفه معلّمی خود

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه شاهد، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه حوارزمی، تهران، ایران

3 دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.

4 دانشیار گروه فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه شاهد، تهران، ایران

doi
10.22034/jpiut.2022.52642.3316
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف تبیین ابعاد و مؤلفه­های مبین فلسفه معلّمی، از تجارب زیسته معلّمان سرآمد صورت گرفت.روش پژوهش: نوع پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از لحاظ رویکرد، کیفی می­باشد و برای دستیابی به هدف تحقیق از روش پدیدارشناسی بهره گرفته شد. جامعه پژوهش شامل کلیه معلّمان شهرستان سقز در سال تحصیلی 99-400 بودند که از میان معلّمان سرآمد به صورت هدفمند تعداد 14 معلّم، شامل 6 معلّم مرد و 8 معلّم زن انتخاب گردید. داده ­های پژوهش از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته به دست آمد و مصاحبه ­ها تا زمان دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. تجزیه و تحلیل داده­ ها با استفاده از روش هفت مرحله‌ای کلایزی انجام و با استفاده از کد­گذاری موضوعی کدهای محوری از کدهای باز و کدهای انتخابی از کدهای محوری استنباط و طبقه­بندی گردید.یافته‌ها: بر اساس یافته ­های پژوهش از مجموع 190 مفهوم استخراج شده از مصاحبه ­ها 81 مفهوم در خصوص فلسفه معلّمی در قالب 12 مؤلفه یا کد محوری (تحول‌آفرین، همدل، کاشف ذهن و توانایی دانش­آموز، کل­نگر و ژرف‌اندیش، مشوّق عمق نگری و مروج پرسشگری، روح انتقادی، سعه صدر، عامل و مروج ارزش ­های انسانی، الگوی اخلاقی عامل، ادراک فضای فیزیکی، سازنده فضای یادگیری اثربخش، ادراک جهان دانش‌آموز) و 9 بعد یا کد انتخابی (الگوی نوآوری، عواطف انسانی سرشار، کاشف قابلیت دانش ­آموز، نمونه عینی جامع­ نگری، عالم و عامل انتقادی، صبور، اخلاقی ارزش‌مدار، عالم به زمان و مکان، در جهان بوده متعامل با دانش آموز) دسته‌بندی شدند.نتیجه‌گیری: کنار هم گذاشتن این ابعاد و مؤلّفه ­ها توصیف جامعی از ادراک معلّمان پیرامون پدیده مورد بررسی را به دست می‌دهد.