بازآفرینی آینده و تغییر در استعاره‌ها و اسطوره‌ها؛ نمونه موردی کهن روایت زیبای خفته

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز

2 دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد

3 دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز

4 دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد

5 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

doi
چکیده

این مقاله به بررسی امکان تغییر در آینده از طریق تغییر در ذهنیت سازندگان آن پرداخته است. بدین منظور تأثیر داستان‌ها (به عنوان یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال محتوا ) بر نگرش کودکان (به عنوان یکی از اصلی‌ترین سازندگان آینده) مورد بررسی قرار گرفته است. بر این اساس با فرض نقش اسطوره‌ها و استعاره‌های موجود در شکل‌گیری رویکردهای جامعه فعلی می‌توان با بازتعریف داستان‌ها و افسانه‌ها، باعث تغییر نگرش و ذهنیت در نسل بعدی شد تا آینده‌ای بدیل به همراه داشته باشد. در این مقاله با استفاده از روش تحلیل لایه‌ای علت‌ها وآزمودن دو فرضیه تحقیق، روایتهای مختلف فیلم و انیمیشن از کهن‌روایت «زیبای خفته» که به فاصله ۵۵ سال توسط کمپانی دیزنی ساخته شده است؛ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. به نظر می‌رسد در روایت جدید، مفاهیم کلیدی همچون بیگانه‌هراسی، دموکراسی، احترام به طبیعت، مفهوم عشق حقیقی، مطلق‌گرایی و نگرش‌های قومی، نژادی و جنسیتی با رویکردی متفاوت از روایت اصلی برای کودکان ارائه شده است و از آنها به عنوان طرح‌واره‌های نیازمند تغییر استعمال شده است. نتایج تحقیق در گام نخست در گروه کانونی و سپس با استفاده از پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج نشان می‌دهد که طرح‌واره‌های کلیدی در روایت مدرن‌تر دچار دگرگونی شده‌اند که بر اساس روش تحلیل لایه‌ای علت‌ها، این امر می‌تواند با تغییر ذهنیت در کودکان منجر به شکل‌گیری آینده‌ای متفاوت شود.