رویکرد اگزیستانسیالیستی به مفهوم تنهایی در جریان شعری رمانتیک سیاه: دهه سی و چهل خورشیدی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
4 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22034/jpiut.2022.52252.3262چکیده
در این مقاله با بررسی جریان شعری رمانتیسیسم سیاه در دو دهه سی و چهل شمسی، بازنمایی موضوع تنهایی در اشعار شاعران این جریان مورد تحلیل قرار میگیرد. مسئله اصلی ارتباط میان مولفههای فکری و اندیشگانی جریان شعری رمانتیسیسم سیاه این دو دهه با بروز مفهوم تنهایی در معانی شعری ایشان است. عمده دلایل پدید آمده جریان رمانتیسیسم سیاه سرخوردگی از کودتای 28 مرداد 1332 شمسی است که منجر به مضامین سیاه و سیاه نمایی در این جریان شعری شده است و سراسر اندیشههای نهیلیستی را در خود میپروراند. بحث تنهایی نیز به شدت همین سویۀ پوچگرایانه را مد نظر قرار داده است. عمده شاعران این جریان بر اساس تأثیرپذیری آنها از نگرش اگزیستانسیالیستی و اومانیستی که در این مقاله آثار آنها بررسی شده است، حسن هنرمندی، فروغ فرخزاد و احمد شاملو هستند. نتایج این تحقیق نشان داد با اینکه سویه تأثیرپذیری اندیشههای متفکران فرانسوی درباره تنهایی در این جریان فکری بارز است اما این امر با تأثیر ناخودآگاه پیشینه اندیشه ایرانی در شعر فارسی همراه بوده و مفاهیمی نظیر انسانگرایی، فردگرایی، بدون غایت بودن زندگی، آزادی مبتنی بر فردیت را بازتولید کرده است.