تناقض (نمای) ثبات در سیاست‌گذاری با بازبینی مستمر سیاست‌ها

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی ایران

doi
چکیده

در میدان سیاست‌گذاری عمومی 2 دغدغه مستمر و دائمی مشاهده می‌شود. از یک سو انتظار آن است که تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیرندگان، اهداف، چشم‌انداز، آرمان‌ها و راهبردهای ثابت و مشخصی را در طول زمان معین و همیشه همان‌ها را پیگیری و بر اجراء و پیاده‌سازی آنها اصرار و اهتمام داشته باشند. مبنای نظری این گزاره نیز بسیار مقبول و پذیرفتنی بنظر می‌رسد. چرا که مشخص بودن اهداف و سیاست‌ها در بازه‌های زمانی طولانی مدت و پیروی از یک مجموعه اصول و سیاست‌های مشخص (به تعبیر دیپلمات‌ها «مواضع اصولی») نشان‌دهنده ثبات، یکپارچگی، وزانت و اقتدار نظام سیاست‌گذاری است. ثبات سیاست‌ها مبین تعیین تکلیف سیستم و جهت‌گیری‌های پایدار آن خواهد بود و در این صورت هم رقبا، حریفان و دشمنان و هم شهروندان و بخصوص ذینفعان و گروداران می‌دانند که با چه ساختار و با چه فرایندهائی مواجه‌اند، برنامه‌ها و تدابیر سیاست‌گذار چیست و وی قصد دارد کشور یا بنگاه یا مسئله (موضوع سیاست‌گذاری) را به کدام سمت و سوی سوق داده و رهنمون سازد. ثبات در سیاست‌گذاری حاکی از توانائی به اجماع رسیدن مجموعه نیروها و جریانات مؤثر بر سیاست‌گذاری توسط مدیریت سیستم و نظام تقنینی یا نظام تصمیم‌گیری هم است که خود نکته بسیار مهمی در برآورد قدرت و بخصوص قدرت نرم سیستم تصمیم‌گیری است. این رویه باعث می‌شود دوست و دشمن بتوانند بر سیاست‌های این نظام تکیه کنند (به اصطلاح حساب کنند) چرا که عدم توافق بازیگران کلیدی باعث تغییر مستمر نظام تدابیر و یا تداوم فضای ابهام و یا سکوت خواهد شد....