موانع همکاری دولتها در مسائل زیست محیطی از منظر اقتصاد سیاسی نوگرامشی گرایی

نویسندگان
doi
چکیده

در دهه‌های اخیر، همکاری­های بین­المللی گسترده­ای در قالب کنوانسیون­ها و موافقت‌نامه‌های بین­المللی برای مقابله با تهدیدات جهانی ناشی از تغییرات زیست محیطی شکل گرفته است. این همکاری‌ها علی­رغم وجود دستورالعمل ­ های الزام­آور در کنوانسیون‌های مختلف، در عمل موفقیت‌آمیز نبوده است. هدف این مقاله تبیین قرائتی انتقادی از موانع همکاری مؤثر دولت‌ها در زمینۀ مسائل جهانی زیست‌محیطی براساس رویکرد نوگرامشی گرایی در روابط بین­الملل است. سؤال این است که چرا باوجود آگاهی فزاینده از فوریت تهدیدات زیست‌محیطی، در عمل همکاری دولت‌ها فراتر از ارائۀ دستور‌العمل‌های ارزشی و آرمانی نرفته و مشکلات زیست‌محیطی کماکان یکی از پایدارترین مسائل حل ‌نشده بین‌المللی باقی مانده است؟ در پاسخ به این سؤال، پیروان نحلۀ نوگرامشی­گرایی، با به چالش کشیدن اصل دولت ـ ملت و فرضیۀ آنارشیک بودن نظام بین‌الملل به‌عنوان عامل کاهش انگیزۀ همکاری دولت‌ها، سیاست بین‌الملل را عرصه‌ای می‌دانند که نیروهای سرمایۀ جهانی آن را صورت‌بندی می‌کنند و باعث تشکیل نظامی سلسه‌مراتبی در عرصۀ بین‌الملل می‌شوند. به همین دلیل آن‌ها معتقدند ساختار هرگونه رژیم همکاری میان دولت‌ها ازجمله رژیم‌های زیست‌محیطی با توجه به منافع هژمون و نیروهای سرمایه جهانی (بلوک تاریخی) وابسته به آن شکل گرفته است تا بر منافع دیگر کنشگران مثل کشورهای درحال‌توسعه، جنبش‌های ضدهژمون و محیط‌زیست­گرایان حاکم شود.