ارزیابی پویایی زمینساختی تاقدیس سپیدار با استفاده از ابعاد فرکتالی آبراههها، خطوارهها و کانون سطحی زلزلهها، زاگرس چین خورده ساده، فارس
نویسندگان
1 گروه علومزمین، دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فناوری پیشرفته، کرمان
2 گروه اکولوژِی، دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فناوری پیشرفته، کرمان
3 گروه علومزمین، دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فناوری پیشرفته، کرمان
4 گروه علومزمین، دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فناوری پیشرفته، کرمان
doi
10.22084/nfag.2020.20442.1397چکیده
تحلیل فرکتالی روشی مناسب جهت تشخیص میزان تاثیر فعالیتهای زمینساختی و بلوغ ساختاری به صورت کمی میباشد. در این نوشتار از روش مربع شمار برای اندازهگیری بعد فرکتالی آبراههها، خطوارهها و زلزلههای تاقدیس سپیدار در کمربند زاگرس چینخورده ساده (زاگرس میانی) استفاده شده است. محاسبه بعد فرکتال آبراههها نشاندهنده تغییرات عدد فرکتالی در راستای شمالباختر- جنوب خاور میباشد؛ بطوریکه عدد فرکتالی به سمت شمال باختر کاهش مییابد. عدد فرکتال حاصل از واکاوی خطوارههای مستخرج از تصاویر سنتینل و زلزلهها روندی افزایشی به سمت شمال باختر تاقدیس نشان میدهند. با توجه به این تغییرات، پویایی تاقدیس در بخش شمال باختری آن بیشتر است. این امر از عواملی مانند تغییر توپوگرافی، جنس و سن سنگها تاثیر میپذیرد. محل تغییرات عدد فرکتالی در بخش میانی تاقدیس با ساختار زیناسبی ناشی از تغییرات توپوگرافی تقریبا تطابق دارد. در این محل، چین برخاستگی کمتری نسبت به بخشهای مجاور خود دارد. وجود آبراهههای چنگالی، درههای خشک و ساختار زیناسبی نشان میدهد که تاقدیس سپیدار در گذشته یک چین واحد نبوده است، بلکه نتیجه گسترش جانبی چینهایی است که رشد کرده و به یکدیگر پیوستهاند. با توجه به مدلهای رشد چینها، بنظر میرسد تاقدیس سپیدار از مدل پیوند خطی که حاصل آن به شکل یک چین نیمه استوانهای همراه با ساختار زیناسبی در محل ادغام چینهاست تبعیت میکند. تغییرات عدد فرکتالی در طول تاقدیس با تغییرات ناشی از محل ادغام چینها تطابق خوبی را نشان میدهد که نشاندهنده تاثیر زمینساخت فعال چین بر شکلگیری و توزیع الگوی عناصر زمینریختشناسی در تاقدیس است.