نظام فلسفی پساکرونا از دریچه‏ تقابل رئالیسم، لیبرالیسم و تئوری انتقادی؛ سناریوهای محکوم، پلتفرم و هریت

نویسندگان

1 استاد گروه روابط بین‏الملل، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

2 پژوهشگر پسادکترای روابط بین‏الملل، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22034/jpiut.2022.50567.3139
چکیده

نظریه‏ ها با دلالت‏ های فلسفی و مبتنی بر ظرفیت ‏های هستی‏ شناسی، معرفت‏ شناسی و روش ‏شناختی خود می ‏توانند در مسیر پر پیچ‏ وخم آینده ‏پژوهی جعبه ‏ابزاری مناسب برای پژوهشگر باشند. باتوجه به این امر، هدف این پژوهش بررسی آینده نظم پساکرونا از منظر پارادایم‏ های نظری است. سوال محوری آن است که؛ هر نظریه براساس ظرفیت‏ های خود در تصویرسازی نظم آینده پساکرونا مبتنی بر چه نوع سناریوی خواهد بود؟. معنای این سوال آن است که سه نظریه انتخاب شده یعنی رئالیسم، لیبرالیسم و نظریه انتقادی چه تصویری از نظم پساکرونا دارند و این تصویر آنها در قالب چه نوع سناریوی خواهد بود. رویکرد پژوهش ترکیبی از تحلیل توصیفی و اجماع نخبگی (دلفی) برپایه یک پرسشنامه است. یافته‏ های تحقیق نشان داد تصویر رئالیسم سناریوی باورپذیر، تصویر لیبرالیسم سناریوی محتمل و تصویر تئوری انتقادی سناریوی مطلوب نظم پساکرونا هستند.