شناسایی مکتب سفال سمرقند در سدههای سوم تا ششم هجری قمری بر مبنای یافتههای باستانشناسی ماوراءالنهر
نویسندگان
1 استادیار، گروه صنایعدستی، دانشکده هنر، دانشگاه اراک، اراک، ایران
doi
10.22034/hgj.2025.547656.1049چکیده
مبنی بر شواهد تاریخی، دورۀ سامانی اوج عصر تولید سفال در مرحلهای از زیبایی و خلاقیت است و هنرمندان در سراسر ایرانزمین، بهویژه خراسان بزرگ، به آفرینش سفالینههای لعابدار همت گماردند. سفالهای این منطقه صرفنظر از زیبایی ظاهری و فنون خاصی که برای تهیه لعاب آنها بهکار رفته است از ویژگیهایی خاص در نوع تزئین برخود دارند و ناحیه ماوراءالنهر، بهخصوص واحه سمرقند و توابع آن همچون چاچ، دارای این ویژگی بود. این پژوهش در پی پاسخگویی به این سؤال است که بر اساس یافتههای باستانشناسی، آیا میتوان منطقۀ سمرقند را در هنر سفالگری ماوراءالنهر مکتبی مستقل دانست؟ روش پژوهش حاضر مبنی بر تحلیل ژانر از مجموعه روشهای کیفی و جمعآوری اطلاعات به شیوۀ کتابخانهای است. بررسیها نشان از شباهت آشکار نوع کاربرد لعاب و برخی تزئینات بهکار رفته بر آثار ناحیه ماوراءالنهر میدهد. البته باوجود تأثیرپذیری فنی از نیشابور، سمرقند و نواحی مجاور آن دارای خصلتی بومی بوده و کاربرد مضامین واقعی و اساطیری موردتوجه بوده است. همچنین، به دلیل وجود برخی خرده تزئینات در آثار سمرقند و نواحی مجاور و عدم کاربرد این تزئینات ریز در نیشابور، تمایزی خاص بین آثار این نواحی به مرکزیت سمرقند با نیشابور وجود دارد. نتایج پژوهش مشخص نمود به دلیل وجود برخی ویژگیهای خاص چه در نوع تزئینات و چه بهصورت مضمون میتوان سمرقند را بهمثابۀ سبکی ویژه برشمرد که حائز مکتبی خاص است.