مسأله «من» در نگاه گلن استراوسن
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه قم ، قم، ایران
2 استاد گروه فلسفه کلام دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.22034/jpiut.2021.47414.2938چکیده
یکی از مباحث مطرح در فلسفه ذهن بحث از «من» است که فلاسفه با تعابیر مختلف خود، هویت شخصی، نفس و روح از آن یاد کردهاند. نظریات متفاوت فلاسفه درباره هستی و حتی چیستیِ این مفهومِ به نظر ساده و بدیهی، آن را به یک مسئله فلسفی تبدیل نموده است. استراوسن فیلسوفی فیزیکالیست است که با تعبیر«خود» به این مسئله پرداخته است. وی از یک سو قائل به وجود «من تجربی» است؛ اما از سوی دیگر، ویژگیهایی چون استمرار، شخصیت و عاملیت را منکر شده است. درحالی که به نظر می رسد این مؤلفه ها، ویژگیهایی اساسی برای معنای «من» میباشند. نوشتار حاضر با روش تحلیلی-انتقادی سعی میکند از بستر تحلیل مؤلفههای مفهوم «من» مورد نظر استراوسن، به این سؤال بپردازد که وی چگونه با عدم پذیرش این سه ویژگی، وجود «من» را باورکرده است. در این راستا، ابتدا دیدگاه استراوسن درباره ماهیت و وجود «من» تحلیل شده و پس از ارزیابی دیدگاه او این نتیجه حاصل میشود، که حذف این سه ویژگی ناشی از نقاط ضعفی چون اتخاذ مبنای فیزیکالیستی، رویکرد تجربهگرایی و روش پدیدارشناسانه و نگاه ذهنی صرف به «من»، نیز خلط دو مقام ثبوت و اثبات و ضعف در تبیین ویژگی وحدت درطول زمان است.