تأثیر میزان گرایش به شبکه های اجتماعی مجازی و برنامه های ماهواره بر منابع احساسی زنان (مطالعۀ موردی: زنان متأهل 20 ـ 55 سال بروجرد)

نویسندگان

1 استادیار گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آشتیان (نویسندۀ مسئول)

2 استادیار گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آشتیان.

3 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی ـ مسائل اجتماعی ایران، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آشتیان.

4 استادیار گروه جامعه شناسی، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی،بروجرد، ایران.

doi
10.22083/jccs.2020.223317.3035
چکیده

با فرارسیدن عصر فنّاوری‌های نوین ارتباطی و گسترش فراگیر آن ـ که به‌ دنبال خود مفاهیم جدیدی چون واقعیت مجازی، فضای سایبری و... را به همراه ‌آورد ـ تغییر و تحولات گسترده‌ای در روابط زوجین ایجاد شد. رسانه‌های جمعی، با ایجاد تغییرات فرهنگی، دگرگونی‌های عمده‌ای در نگرش‌های زوجین به عواطف و احساسات نسبت به یکدیگر در زندگی مشترک رقم زده‌اند. هدف پژوهشِ پیش رو بررسی تأثیر گرایش به برنامه‌های ماهواره و شبکه‌های اجتماعی مجازی بر منابع احساسی زنان است. چارچوب و مدل نظری پژوهش بر اساس نظریۀ «خویشتن و تجربه در جهان رسانه‌ای» تامپسون تدوین شده است؛ اما، برای افزایش غنای آن از نظریۀ گربنر، کمپر و کالینز نیز استفاده شده است. روش پژوهش علّی ـ تبیینی است و جامعۀ آماری زنان متأهل 20 ـ 55 سالۀ شهر بروجرد است. نمونه‌گیری به روش طبقه‌ای نامتناسب و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 400 محاسبه شد. از طریق پرسش‌نامۀ هدایت‌شده اطلاعات موردنیاز جمع‌آوری و به کمک نرم‌افزار spss پردازش شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که برنامه‌های ماهواره، شامل میزان و نوع استفاده، رابطۀ مستقیم و مثبتی با تغییرات منابع احساسی زنان داشته‌اند. رگرسیون چندمتغیره نشان داد که درمجموع عوامل مربوط به ماهواره توانسته‌اند 37 درصد واریانس مربوط به منابع احساسی زنان را تبیین کنند. درمورد شبکه‌های اجتماعی مجازی، عضویت در شبکه و میزان استفاده، به‌جز جذابیت استفاده، نیز رابطۀ مستقیم و مثبتی با منابع احساسی زنان نشان داده است. رگرسیون چندمتغیره توانسته درمجموع 44 درصد واریانس مربوط به منابع احساسی زنان را تبیین کند. بنابراین، یافته‌های پژوهش چارچوب نظری را تأیید کردند و نشان می‌دهند که با آن متناسب هستند.