کاربرد سنجه‏ های سیمای سرزمین در بازنگری مدل تخریب سرزمین برای ارزیابی اثرات محیط‏ زیستی

نویسندگان

1 گروه محیط زیست - دانشکده منابع طبیعی - دانشگاه تهران - کرج- ایران

2 دانشگاه تهران، دکترای محیط زیست

3 دانشگاه تهران- دانشکده منابع طبیعی - گروه محیط زیست

doi
10.22059/jne.2021.304417.2008
چکیده

در تحقیق حاضر، با هدف بررسی امکان به‏ کارگیری سنجه ‏های سیمای سرزمین در ساختار مدل تخریب سرزمین، استان گیلان به 183 شبکه به‏ عنوان یگان نشانزد، تقسیم شد و مدل تخریب محیط‏ زیست در هر ‏یک از آنها به اجرا در آمد. پنج سنجه از گروه سنجه ‏های ساختار سیمای سرزمین (دایره محاطی مربوطه، نسبت محیط به مساحت، شاخص شکل، شاخص بعد فرکتال و شاخص پیوستگی) در هر یک از سلول‏ ها محاسبه شد. با به‏ کارگیری رهیافت گام به گام در مدل‏سازی رگرسیونی به مدل‏سازی با به‏ کارگیری هر ‏یک از سنجه‏ های سیمای سرزمین پرداخته شد. پنج مدل بدست آمد که با استفاده از روش معیار اطلاعات آکائیکه مدل مناسب تعیین گردید. اعتبار مدل انتخاب شده مورد آزمون قرار گرفت. نتایج نشان داد که 39/78 درصد از استان گیلان در طبقات حساس و آسیب ‏پذیر قرار دارد و شهرستان سیاهکل بیشترین تراکم فیزیولوژیک را دارد. مدل‏ ها نشان دادند که مقدار تخریب محیط‏‏ زیست می‏ تواند با استفاده از میانگین وزنی سنجه‏ های مرتبط با ساختار سیمای سرزمین پیش‏بینی شود: rcc (r2 = 0.437, p ≤ 0.05)، contig (r2 = 0.615, p ≤ 0.05)، frac (r2 = 0.505, p ≤ 0.05)، shp (r2 = 0.499, p ≤ 0.05)، para (r2 = 0.672, p ≤ 0.05). مناسب ‏ترین مدل، بر مبنای معیار اطلاعات آکائیکه مدل مربوط به سنجه نسبت محیط به مساحت بوده است. براساس یافته‏ های این پژوهش، به‏ کار گیری سنجه‏ های سیمای سرزمین در مدل تخریب، سبب کاهش اعمال سلیقه و نظرات کارشناسی مختلف در آن می‏شود. از سوی دیگر، به‏ کارگیری سنجه‏ های بوم‏ شناسی سیمای سرزمین که می‏توان آنها را به آسانی از طریق نقشه کاربری سرزمین محاسبه نمود، از ضرورت کارهای میدانی به‏ میزان زیادی خواهد کاست. در نتیجه استفاده از مدل تخریب محیط‏ زیست برای ارزیابی اثرات، با سهولت بیشتر، در مدت زمانی کمتر و همچنین با هزینه پایین‏ تری قابل اجرا خواهد بود.