مقایسه تحلیلهای ارسطو و فرگه از «گزاره حملی»
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه اسلامی دانشگاه شهیدمدنی اذربایجان، تبریز، ایران
doi
10.22034/jpiut.2020.41337.2653چکیده
پرسش اصلی پیش روی این مقاله این است که چه تفاوتها یا شباهتهای مهمی میان تحلیلهای ارسطو و فرگه از گزاره حملی وجود دارد؟ بر اساس دیدگاه مشهور و رایج، ارسطو گزاره حملی را به سه جزء موضوع، محمول و رابطه تحلیل میکند؛ درحالیکه در اندیشه فرگه، گزاره حملی به دو جزء متغیر (بخش اسمی) و تابع (بخش محمولی) تحلیل میشود؛ لذا این دو تحلیل، بهکلی متفاوت از یکدیگرند و هیچ شباهت قابلملاحظهای میان آنها وجود ندارد. من در مقالهای دیگر استدلال کردهام که در اندیشه ارسطو گزاره حملی در تحلیل منطقی، برخلاف تحلیل زبانی، همواره به دو جزء اصلی موضوع و محمول تجزیه میشود. در اینجا نشان دادهام با پذیرش و مبنا قرار دادن این تحلیل آشکار میشود: اولاً شباهتهای مهمی میان تحلیلهای ارسطو و فرگه از گزاره حملی وجود دارد؛ 1) هر دو تحلیل، دوجزئی است 2) ارسطو هم مانند فرگه «گفته شدن به چیزی دیگر» را ویژگی اساسی محمول میداند. ثانیاً و درعینحال، این دو تحلیل تفاوتهای مهم و سرنوشت سازی با یکدیگر دارند؛ 1) ارسطو «گفته شدن به چیزی دیگر» را صرفاً ویژگی ذاتی جایگاه «محمول» میداند؛ اما فرگه آن را نهتنها ویژگی ذاتی «تابع» بلکه ویژگی ذاتی مفاهیم کلی که در جایگاه تابع قرار میگیرند، هم میداند و بر همین اساس 2) فرگه برخلاف ارسطو معتقد است مفاهیم کلی از نظر منطقی هرگز نمیتوانند موضوع قرار گیرند. این دیدگاه فرگه مبتنی بر قول به «تمایز بنیادی شیء و مفهوم» است. بنابراین، ریشه اصلی تفاوتهای میان این دو تحلیل را باید در همین قول جستجو کرد..