ارزیابی نقادانه روششناسی های آیندهنگاری و آینده پژوهی
نویسندگان
1
2
doi
چکیده
هدف مقالهی حاضر ارزیابی نقادانه برخی از شناخته شده ترین روشهایی است که در مطالعات آینده ها (یا پژوهش آینده ها) [1] و شیوههای آیندهنگاری[2] مورد استفاده قرار میگیرد. پس از ارائه برخی ملاحظات مقدماتی (بخش 1)، بحثم را از یک مسیر غیر مستقیم پی میگیرم: از طریق تحلیل تفصیلی شباهتها و تفاوتهای میان دانش نظری/علم نظری و فناوری. این بخش اساس بحثهای بخش بعدی مقاله است. بهعلاوه، این بخش تأثیر مستقیمی بر موضوعات مهم دیگر مرتبط با مطالعات آینده هادارد، از جمله بحث های مربوط به ابهام در مفهوم «اتخاذ تصمیمات عقلانی »، روشن نبودن وضعیت مطالعات آینده ها به عنوان رشتهای دانشگاهی، و استفادهی گمراهکننده از دو مفهوم کلیدی «روش» و «روششناسی». در بخشهای سه و چهار به این مفاهیم خواهم پرداخت. در بخش پنج، به شکلی نقادانه به ارزیابی چند چارچوب روششناسی مشهور می پردازم که به طور کلی در علوم انسانی و اجتماعی ، و نیز در مطالعات آینده ها استفاده میشود. این روش شناسی ها عبارتند از: ، پوزیتیویسم، پساپوزیتیویسم، برساختگرایی[3]، نظریه انتقادی[4] (انتقادیگرایی[5])، و کنش-تحقیق. استدلال خواهم کرد که این روششناسیها، علیرغم محبوبیتشان نزد متخصصین در رشتهی مطالعات آینده ها، کمبودهای جدیای دارند. نقصهای این چارچوبهای روششناسی بر پیامدهای تحقیقاتی که از طریق آنان انجام میشود، تأثیر میگذارد. در بخش 6، منظری فلسفی، به نام عقلانیت نقاد[6]، و یک چارچوب روششناسی، به نام تحلیل موقعیت[7] را که میتواند (با تغییراتی مناسب)، در قالب یک روش جامع(meta-method) ظاهر شود معرفی میکنم. بخش 7 مربوط به مقایسهای انتقادی میان عقلانیت نقاد و چند چارچوب روششناسی مشهور در مطالعات آینده ها است، و در بخش پایانی (بخش 8) تلاش خواهم کرد به اختصار نشان دهم چطور عقلانیت نقاد میتواند به بهبود کارایی شیوههای آیندهنگرانه کمک کند. [1] Futures Studies [2] foresight practices [3] constructionism [4] critical theory [5] criticalism [6] Critical Rationalism [7] Situational Analysis