تاثیر همزمان مکمل یاری کرم آرد با تمرین هوازی بر بیان برخی ژن‌های میتوکندریایی در عضله نعلی موش‌های صحرایی مبتلا به کبد چرب غیرالکلی

نویسندگان

1 استادیار، گروه فیزیولوژی ورزش، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

2 دانشجوی دکتری گروه فیزیولوژی ورزش، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

3 دانشیار، گروه فیزیولوژی ورزش، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

4 استادیار، گروه فیزیولوژی ورزش، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

doi
10.22077/jpsbs.2025.8593.1933
چکیده

زمینه و هدف: در این تحقیق تاثیر همزمان مکمل پروتئینی کرم آرد  با تمرین هوازی بر بیان ژن‌های دخیل در بیوژنز میتوکندریایی شامل گیرنده فعال شده توسط پراکسی زوم گاما هم‌فعال کننده یک-آلفا (PGC1α)، پروتئین جفت نشده-یک (UCP1)،  پروتئین‌های میتوفیوژن (Mfn1) و پروتئین-یک وابسته به دینامین (Drp1) در عضله نعلی موش‌های صحرایی مبتلا به کبد چرب غیرالکلی (NAFLD) بررسی گردید. روش تحقیق: در این مطالعه تجربی، 25 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به پنج گروه مساوی شامل گروه سالم، بیمار، بیمار+ مکمل، بیمار+ تمرین، و بیمار+ مکمل+ تمرین تقسیم شدند. گروه بیمار با رژیم غذایی پرچرب و کلسترول دچار NAFLD شدند. تمرین هوازی تناوبی شامل دویدن روی نوارگردان به مدت 30 دقیقه و پنج روز در هفته همراه با اضافه بار تدریجی، به مدت هشت هفته انجام شد. گاواژ مکمل کرم آرد با دوز 20 میلی‌گرم/کیلوگرم وزن بدن مشابه با روزهای ورزش صورت گرفت. در نهایت، 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، حیوانات قربانی شدند و سنجش بیان ژن‌های PGC1α، UCP1، Mfn1 و Drp1 در عضله نعلی با روش Real-Time PCR صورت گرفت. داده‌های تحقیق با استفاده از آزمون‌های آماری t مستقل و تحلیل واریانس دو عاملی در سطح معنی‌داری 05/0≥p تجزیه‌وتحلیل شدند. یافته‌ها: ابتلا‌ به NAFLD، بیان PGC1α، UCP1 و Mfn1 را کاهش و بیان Drp1 را در عضله افزایش داد (001/0=p). تمرین و مکمل کرم آرد هر کدام به تنهایی منجر به افزایش معنی‌دار بیان PGC1α (001/0=p)، UCP1 (001/0=p) و Mfn1 (001/0=p) و کاهش معنی‌دار بیان Drp1 (001/0=p) در موش‌های مبتلا به NAFLD شدند و اثر تعاملی تمرین و مکمل فقط در افزایش Mfn1 (001/0=p) معنی‌دار بود. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد تمرین هوازی و مکمل کرم آرد  هر کدام به تنهایی با ایجاد تغییرات مثبت در بیان برخی ژن‌های دخیل در بیوژنز میتوکندری و تعدیل متابولیسم چربی، احتمالا در بهبود وضعیت NAFLD موثر واقع شود.