اثر تعدیل‌ کنندۀ احساس سرمایه‌گذار بر رابطۀ میان میانگین واریانس بازده سهام

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حسابداری ،گروه حسابداری، واحد‌ مبارکه، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان،ایران

2 استادیار،گروه حسابداری، واحد‌ مبارکه، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان،ایران

3 استادیار،گروه حسابداری، واحد‌ مبارکه، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان،ایران

4 استادیار،گروه حسابداری، واحد‌ مبارکه، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان،ایران

doi
10.22034/iaas.2023.179241
چکیده

مسئلۀ بهینه‌سازی رابطۀ میانگین - واریانس بازده سهام به یکی از بحث‌های مهم در نظریۀ مالی و معیار نسبتاً محبوبی برای سنجش خطر تبدیل شده است. انتخاب میانگین - واریانس بازده سبد سرمایه‌گذاری، در جستجوی بهترین تخصیص ثروت در میان انواع برگ‌هایی بهادار است تا بتواند به مبادله بهینه میان خطر و بازده انتظاری سرمایه‌گذاری در یک افق زمانی ثابت دست یابد. مبادله میانگین واریانس در دوره‌های که احساسات سرمایه‌گذار قوی است همبستگی منفی‌بین بازده سهام و تغییرات نوسانات به وجود می‌آورد، و بازده مورد انتظار بازده سهام به طور مثبت با واریانس شرطی بازده در دوره‌ای که احساس سرمایه‌گذار ضعیف است مرتبط است. هدف این پژوهش ارائه مدلی مبتنی بر احساس سرمایه‌گذار و رابطه میانگین واریانس بازده سهام می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش را شرکت­های پذیرفته­شده در بورس اوراق بهادار تهران تشکیل می‏دهد که بر اساس روش حذفی سیستماتیک، تعداد 112 شرکت طی سال­های 1400-1394 به‌عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. روش گردآوری ‏اطلاعات به‌صورت کتابخانه­ای و میدانی می­باشد. تجزیه‌وتحلیل داده­ها با استفاده از مدل رگرسیونی چندمتغیره ارائه شده در پژوهش به کمک نرم افزار‏استتا و ایویوز انجام شد. نتایج حاصل از آزمون فرضیات ‏پژوهش نشان داد که رابطه بین واریانس پیش‌بینی شده سهام و میانگین بازده سهام رابطه مثبت و معنی‌داری داشتند. باتوجه‌به نتایج به‌دست‌آمده مشاهده گردید که واریانس آتی بازده سهام که از روش گارچ حاصل شده است تحت‌تأثیر احساس سرمایه‌گذار شدت پذیرفته است. اثر تعدیلگری احساس سرمایه‌گذار به این صورت بود که منجر به افزایش اثر مثبت واریانس پیش‌بینی شده آتی بر میانگین سهام بود. ازاین‌رو، فرضیه دوم مورد پذیرش قرار گرفته است. اما اثر واریانس پیش‌بینی نشده آتی سهام بر روی میانگین بازده سهام به‌شدت منفی بوده و تحت‌تأثیر احساسات سرمایه‌گذار نیز نیست. ازاین‌رو، فرضیه سوم پژوهش رد می‌شود.