رابطۀ ضرورت بیرونی و درونی و علم در نزد هگل
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22034/jpiut.2021.46541.2869چکیده
یکی از مهمترین جنبههای فلسفۀ هگل موضوع ضرورت است. در اینجا معنای ضرورت به خودی خود، مورد بحث نیست. بلکه با حفظ معنای مورد نظر آن، نظر به دو قید بکار رفتۀ بیرونی و درونیِ ضرورت، در سخنان هگل است. از سوی دیگرهگل بین این دو نوع ضرورت و علم واقعی ارتباط برقرار کرده است. بنابراین در اینجا، ضرورت بیرونی و درونی و رابطۀ آن دو با یکدیگر و رابطۀ آن دو با علم واقعی مورد تامل و تحلیل قرار میگیرد. براساس سخنان هگل ضرورت بیرونی که به دو صورت و در واقع با دو نوع کوشش تحقق مییابد، از یکسو نشان میدهد اینک به طور ضروری زمان آن رسیده است که فلسفه به سطح علم فرا رود و از سوی دیگر به تحقق این هدف، یعنی علم، میانجامد. از سوی دیگر علم یا نظام فلسفی با ضرورت درونیاش نیز برای تکوین خود در واقع همان راه درازی را طی میکند که در طول آن دو نوع کوشش یا ضرورت بیرونی طی شده است. همچنین این دو نوع ضرورت بیرونی از همان منطقی پیروی میکنند که بر تکوین نظام که دارای ضرورت درونی است حاکم است..