استفاده از روش شباهت به گزینه ایدهآل فازی در اولویتدهی بازسازی معادن با توجه به عوامل طبیعی و فرهنگی (مطالعه موردی: معدن بنتونیت شمالشرق سربیشه، جنوب شرق بیرجند)
نویسندگان
1 گروه زمینشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد طبس، ایران
2 گروه زمینشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد طبس، ایران
doi
10.22084/nfag.2020.19303.1376چکیده
کاهش مخاطرات برجای مانده از عملیات معدنکاری، احیای زمینهای تحت تأثیر و منابع آبی مصرف شده، کاهش آثار، اطمینان از حفظ منابع محیطزیست، ایجاد ثبات و پایداری در محیط اجتماعی اقتصادی منطقه بعد از پایان فعالیتهای معدنی و ایجاد کاربریهای جدید از جمله اهداف بازسازی معادن است. معدن مورد مطالعه در فاصله 50 کیلومتری جنوبشرق بیرجند و در 15 کیلومتری شمالشرق سربیشه واقع است. گزینههای مختلفی برای بازسازی نواحی معدنکاری شده پیشنهاد گردیده است که از آنجمله میتوان به جـنگلکاری و حیاتوحش، جاذبههای توریستی، کشاورزی، واحدهای مسکونی، مؤسسات آموزشی، تجاری و صنعتی اشاره کرد. معیارهایی همچون توپوگرافی، شیب، ارتفاع، فاضلاب (زهکشی)، نزولات، پوشان سنگ، خواص کشاورزی و خواص مهندسی به عنوان معیارهای طبیعی و معیارهایی از جمله موقعیت، دسترسی، اندازه و شکل سایت، شرایط اطراف معدن، مالکیت، نوع و شدت استفاده، خصوصیات مردم بومی، محدودیتهای مقرراتی و برخورد شرکت با مورد استفاده به عنوان معیارهای فرهنگی جهت ارزیابی روشهای بازسازی معادن در نظر گرفته میشوند. در این پژوهش، انتخاب بهترین روش بازسازی معادن با در نظر گرفتن تمام معیارهای مؤثر و اظهار نظرهای کارشناسان معدنی در خصوص وزن معیارها و عملکرد هر گزینه نسبت به هر معیار و همچنین با هدف احیای محیطزیست صورت گرفته است. مطابق نتایج پیادهسازی روش TOPSIS فازی بر مبنای معیارهای طبیعی و فرهنگی، ابتدا کشاورزی و سپس جاذبههای توریستی به عنوان گزینههای مطلوب برای بازسازی این معدن معرفی میشوند.