کاربردهای مدلسازی یادگیرنده در طراحی برنامهدرسی: مرور نظاممند
نویسندگان
1 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
3 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
doi
10.22034/lbcij.2025.67775.1284چکیده
هدف: توجه به تفاوت های فردی در طراحی و رهبری برنامه درسی بسیار حائز اهمیت است. مدلسازی یادگیرنده، با قابلیت کمک به شخصیسازی یادگیری و بهینهسازی منابع، بهعنوان یک راه حل در این مسیر میتواند مطرح شود. این مطالعه با تمرکز بر چهار سوال (تعریف مدلسازی یادگیرنده، انواع، کاربردها و روشهای پیادهسازی آن) به تحلیل نقش مدلسازی یادگیرنده در طراحی برنامه درسی میپردازد. روش پژوهش: به روش مرور نظاممند براساس دستورالعمل پریزما، ۵1 مقاله از پایگاههای Web of Science و Scopus استخراج شد. پس از غربالگری، 12 مقاله با استفاده از تحلیل استقرایی و کدگذاری کیفی تحلیل شدند. یافتهها: بر اساس بررسی و تحلیل دقیق مقالات، تعریف مدلسازی یادگیرنده در طراحی برنامه درسی در سه چارچوب مختلف مبتنی بر هوش مصنوعی، مبتنی بر هستی شناسی و مبتنی بر اطلاعات شناختی یادگیرنده تعریف و در هفت نوع پوششی، کلیشهای، اغتشاش، مبتنی بر یادگیری ماشین، ردیابی، هستیشناسی و ترکیبی طبقهبندی شدند. کاربردهای مدلسازی یادگیرنده شامل «تنظیم ساختار یادگیری»، «افزایش کارایی آموزش» و «طراحی برنامههای درسی شخصیسازی» بود. الگویتم پیادهسازی آن به سه دسته کدنویسی، هوش مصنوعی و ترکیبی تقسیم شدند. تفاوت اصلی آنها در سطح وابستگی به داده و پیچیدگی سیستم است. مدلسازی یادگیرنده امکان تنظیم پویای برنامه درسی، بازخورد بلادرنگ و بهینهسازی عملکرد یادگیرندگان را فراهم میکند.نتیجهگیری: مدلسازی یادگیرنده با پیوند نظریههای آموزشی و فناوری، چالشهای نظامهای متمرکز را کاهش میدهد. یکپارچهسازی هوش مصنوعی در چارچوبهای تربیتی نیازمند همکاری بینرشتهای، مدلهای نظری قوی و ملاحظات اخلاقی برای تحول پایدار است.