آیا تکامل، چندجهانی و ابتدا نداشتن کیهان محصول علم جدید هستند؟
نویسندگان
1 استادیار گروه ریاضیات زیستی، ریاضیات کاربردی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22034/jpiut.2020.40100.2571چکیده
شناخت بیشتر طبیعت در دو قرن اخیر و پیشرفتهای چشمگیر علم و تکنولوژی موجب بوجود آمدن ایدهها و رویکردهای جذاب و جدیدی شده است که منتسب به علم معاصر شناخته میشود. ایدههایی نظیر تکامل در زیستشناسی، مسئله ابتدای جهان (مدلهای مبتنی بر وجود نقطه زمانی شروع برای عالم و یا خلاف آن) و ایدۀ جهانهای موازی در فیزیک. هرچند این ایدهها در بستر علم جدید شکوفا گشتهاند ولی بیش از آنکه ایدههایی علمی باشند حاوی پسزمینهها و نتایج فلسفی مهمی هستند. در این مقاله با بررسی تاریخی نوشتهها و آثار ابنسینا (فیلسوف و پزشک شهیر مسلمان 1000 سال قبل)، بهعنوان نمونه و مرجع، نشان خواهیم داد که هر سۀ این ایدهها به شکلی کاملاً مشابه از زمانهای قدیم در سطح فلسفه طبیعی مطرح بودهاند. لذا جایگاه آنها بیش از آنکه علمی باشد فلسفی است. بیان این نظریهها بدون در نظر داشتن پیشفرضهای متافیزیکی و غیرتجربی آنها موجب برداشتهای نادرست از علم خواهد شد. بسیاری از چالشهای میان علم و دین ناشی از همین در نظر نگرفتن حدود علم تجربی و تشخیص سطح متافیزیکی نظریههاست. در این مقاله به بیان دلایل ابنسینا بر له و علیه این نظریات بهعنوان یکی از اولین افرادی که صریحاً به بررسی علمی و فلسفی این نظریات پرداخته است، میپردازیم. دقت علمی ابنسینا و روحیه علمی تحسینبرانگیز او میتواند برای محققین معاصر آموزنده و روشنگرایانه باشد. همچنین در موضوع شانس و علّیت، بروشی متفاوت و با زبان علم روز به بررسی مسئلۀ غایتمندی و هدفداری عالم پرداختهشده است.