رهیافتهای فلسفی هایزنبرگ در شکل گیری مکانیک کوانتومی با تعبیر کپنهاگی
نویسندگان
1 استادیار فلسفه علم و فناوری، گروه آموزش فیزیک، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
doi
10.22034/jpiut.2021.49200.3067چکیده
هدف از این مقاله صورتبندی رهیافتهای فلسفی هایزنبرگ در خلال شکل گیری مکانیک کوانتومی با تعبیرکپنهاگی است. پرسش اصلی مقاله این است که آیا میتوان رهیافتهایی فلسفی را در فرآیند شکل گیری مکانیککوانتومی در آثار هایزنبرگ صورتبندی نمود؟ برای پاسخ به این پرسش، دو مقاله کلیدی و مهم هایزنبرگ(1925و 1927) بررسی میشوند. روش پژوهش در این مقاله براساس تحلیل محتوای متن مقالات هایزنبرگ است که در واقع به جای فیزیکدانمحوری از روش متن(فیزیک) محوری بهره گرفته شده است. پس از تحلیل و بررسی مقالات، برخی اصول و آموزههای مفهومی استنباط و از خلال آنها رهیافتهایی فلسفی صورتبندی شدهاند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که از مقاله 1925 هایزنبرگ سه اصل اساسی مشاهدهپذیری، همخوانی و مماثلت نقش کلیدی در شکل گیری بنیانهای مکانیک ماتریسی دارند و همچنین آموزههایی از قبیل فهم و رابطه کلاسیک-کوانتوم، نقش تجربه و اندازهگیری، موضوع علیت و واقعیت در مقاله 1927 وی مورد توجه قرار گرفتهاند. در نهایت این پژوهش نشان میدهد که از خلال این آثار هایزنبرگ، چهار رهیافت کلی تجربهگرایی، وحدتگرایی، ضدعلیتی و ضدموجبیتی و نیز ضدواقعگرایانه قابل صورتبندی است.