تأمل در سرشت پزشکی: ضرورتها، رویکردها و چالشها
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه علم و تکنولوژی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.
doi
10.22034/jpiut.2021.47985.2976چکیده
با گذر از نیمه قرن بیستم میلادی وقایعی رخ داد و پدیدههایی برآمد که در مجموع آنها را «بحران پزشکی» خواندند. این بحران سبب شد فلسفه که از نیمۀ قرن نوزدهم از پزشکی منتزع شده بود مجالی برای حضور مجدد بیابد. فیلسوفان پزشکی، بحران را به فربهشدن وجوه علمی و تکنیکی و نحیف شدن جنبههای انسانی طبابت نسبت دادند. از همین رو، تأمل در باب اینکه پزشکی چیست و چگونه باید میان وجوه علمی-تکنیکی و انسانی آن توازن برقرار کرد به یکی از مسائل محوری فلسفۀ پزشکی بدل شد. سرشت پزشکی معمولاً در غالب دوگانۀ علم-هنر صورتبندی میشود. در این مقاله ابتدا این صورتبندی را تشریح میکنم و سپس نابسندگی آن را نشان خواهم داد. در پایان الگویی پیشنهاد میدهم که بتوان سرشت پزشکی را بیرون از دایرۀ دوگانۀ علم/هنر فهم کرد. در این الگو پزشکی پرکتیسی است علمی، مبتنی بر قضاوت، گفتگو، مفاهمه و استوار بر سامانی اجتماعی. این الگو با چالشهای غایتشناختی، معرفتشناختی، علمشناختی، سیاستگذارانه و حرفهمندی روبروست که نیازمند تأملات جدی و پیوسته در سرشت پزشکی است.