تحلیل علّیت در برخی مباحث فلسفه زیست‌شناسی

نویسندگان

1 دکتری فلسفه علم، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.22034/jpiut.2022.48909.3048
چکیده

علی‌رغم همه‌ی تردیدهای وجودشناختی درباره‌ی علیت، هنوز یکی از مهم‌ترین ارکان هر نظریه‌ی فلسفی، مبحث علیت است که بایستی نظریه تکلیف خود را با آن روشن کند. فلسفه‌ی زیست‌شناسی به مثابه‌ی حیطه‌ای از معرفت فلسفی کاربردهای متنوعی از این لفظ اختیار کرده است: موافقین و مخالفین تز تقلیل‌گرایی از علیت پایین به بالا (صعودی) و بالا به پایین (نزولی) سخن می‌گویند، حال آنکه موافقین و مخالفین تلفیق تکاملی گسترش‌یافته از علیت متقابل صحبت می‌کنند. افرادی همچون لالند و همکارانش ایده‌ی علل دور و نزدیک میر را نقد می‌کنند و دانشمندی چون نوبل بر مبنای تمثیلی در فیزیک، از علیت در نسبیت زیستی سخن می‌گوید. در این میان کسان دیگری چون اکاشا و وودوارد به دمکراسی علی توجه دارند حال آنکه برخی به دلایلی چون پدیده‌ی نوخاستگی وجود روابط علی و معلولی را در عرصه‌ی تبیین کنش‌ها و تعاملات زیستی، انکار می‌کنند. در فلسفه‌ی علم نظریه‌هایی در باب ویژگی‌های عنصر c علیت وجود دارد که با معیار قراردادن آنها می‌توان به درک بهتری از کاربرد این لفظ رسید و به مدلی برای کاهش اختلاف نظرها فکر کرد.