مطالعۀ تطبیقی نماد لنگر در دستبافتهای عشایری شرق ایران با آثار هنری ایران فرهنگی (خراسان و سیستان)
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد، گروه فرش، دانشکده هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران
2 مربی، گروه فرش، دانشکده هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران
doi
10.22034/hgj.2024.486672.1023چکیده
تنوع بافتههای شرق ایران از حیث نقوش و ترکیبات متمایز بهکاررفته در آن، نمایانگر فرهنگی بسیار غنی، پیچیده و تاریخی کهن است. در خلق نگارههای بهکاررفته در بافتهها، تنها عناصر طبیعتِ پیرامونی برای پدیدآورندگان و هنرمندان آثار بهعنوان عامل اصلی الهامبخش نبوده است، بلکه باورها و اندیشمایههایی هم بوده که از سدهها و هزارهها قبلتر و از فراسوی قشر زمان از نسلی به نسل بعد منتقلشده است. در کاوشهای بهعملآمده از آثار باستانی مناطق مختلف ایران فرهنگی که قدمت برخی به دورههای پیشازتاریخ بازمیگردد، نقوشی از لنگر مشاهده میشود که با نقشمایههای استفادهشده در برخی بافتههای عشایر مناطق شرقی ایران نظیر خراسان و سیستان قدیم مطابقت دارد. پرسش مطرح شده عبارت است از اینکه چگونه این نقشمایه در آثار مختلف هنری ازجمله بافتههای مناطق شرق ایران راه پیداکرده است؟ هدف از این نوشتار، معرفی نماد لنگر در آثار هنری کهنِ ایران فرهنگی و تطبیق با نقوش متناظر در دستبافتهای شرق ایران است. ماهیت این پژوهش، بنیادی و به روش توصیفی و بر مبنای تحلیل مستندات و دادههای تاریخی، باستانشناسی، نمادشناسی و منابع نوشتاری کتابخانهای است. یافتهها نشان میدهد، نقش لنگر آرایهای بوده کُهن که از فرهنگ ایران باستان با گذر زمان و از طریق آثار مختلف هنری در فرمهای ساده، ترکیب با نمادهای دیگر و یا صلیب لنگر، به بافتهها نیز راهیافته است. این انتقال میتوانسته از راه برقراری روابط فرهنگی با سرزمینهای متمدن به دلیل مهاجرت ایلات، تجارت، کشورگشاییها، ترویج ادیان و غیره صورت گرفته باشد.