جایگاه نگرش الهیاتی و نظریۀ تکاملی در اندیشۀ جان دیویی

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار گروه فلسفه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 دانشجوی دکتری فلسفه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.22034/jpiut.2021.46943.2901
چکیده

جان دیویی قصد داشت تا بر اساس نظریۀ تکاملی داروین، نحوۀ نگرش ما را نسبت به جهان پیرامونمان متحول سازد. او در روزهای پیشامدرن برای رسیدن به وعدۀ مدرنیته که همانا ترقی و پیشرفت در تمام زمینه‌ها بود تلاش می‌کرد. دیویی نه‌تنها چنین مرحله و گذاری را پیش‌بینی نمود بلکه راه و روش عبور از آن را نیز مورد مطالعه قرار داد. در این مقاله از سال‌هایی که دیویی یک مسیحی پر شور بود آغاز کرده ایم و به زمانی‌که او مجذوب علوم تکاملی گشت و با رویکردی عقل‌گرایانه به بسط نظریۀ «تجربۀ» خود رسید، پرداخته‌ایم. طبق رویکرد طبیعت‌گرایانۀ دیویی به انسان، ما با تجربه‌های دینی روبرو هستیم که در فرایند تکاملی، پاسخی به نیازهای اولیۀ انسان بوده و در بستر فرهنگ‌های مختلف در قالب ادیان متفاوتی ظاهر شده‌اند. تجربۀ‌دینی مدنظر دیویی، همان آرزوها و رؤیاهای شخصی انسان است. خدا، آخرت، دین و امور فراطبیعی از این جنس بوده و زادۀ تبادل و سازگاری-های انسان با محیط‌زیست او می‌‌باشند. پس سخنی از عوالم دیگر و جهان‌هایی با سطح‌های مختلف و یا جهان‌هایی موازی که جدیداً بر‌اساس فرضیه‌های علمی مطرح شده نیست. معنویت، دین و اخلاق، همگی طبیعی، تجربی، واقعی و البته با‌ارزش هستند. دیویی انسان را به‌عنوان یک ارگانیزم در بین میلیون‌ها‌ جاندار دیگر و در پیوند و پیوستگی با آن‌ها در‌نظر می‌گیرد و به کاربرد و کارکرد تجربه‌های دینی در زندگی روزمره می‌پردازد.