واکاوی مبانی هستیشناختی تقابل مکان و فضا در معماری عصر مدرن
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 استادیار گروه شهرسازی، مرکز تحقیقات افق-های نوین در معماری و شهرسازی، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران
3 دانشجوی دکتری معماری، گروه معماری، مرکز تحقیقات افق-های نوین در معماری و شهرسازی، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران
4 استادیار گروه فلسفه، واحد میمه، دانشگاه آزاد اسلامی، میمه، ایران
doi
10.22034/jpiut.2021.44592.2763چکیده
مکان بنیادیترین مفهوم در معماری و شناخت ماهیت مکان از ضروریات امر طراحی معماری است و از آنجاکه طی دوره مدرن با تغییراتی در فهم معنای مکان مواجهیم و این تغییرات بر طراحیهای دوران مدرن و پس از آن، تأثیرات عمیق و گاه ناخوشایندی گذارده بهشکلیکه معماری، وظیفه اصلی خود یعنی ساخت مکان زندگی آدمی بهنحو اصیل و پاسخگویی به وجه سکنیگزیدن آدمی را تا حدود زیادی فروگذاشته است، لذا در این پژوهش سعی بر آن شده تا با شناخت مفاهیم مکان در یونان باستان(خاستگاه تفکرات غربی بعدی بهویژه تفکر مدرن) تا عصر مدرن و یافتن ریشههای تحوّل ماهیت و تطوّر معنای آن، به این پرسشها پاسخ دهیم که مفهوم مکان نزد متفکران باستان و نیز علل تغییر فهم مکان در عصر مدرن چه بودهاست و این دگرگونی، چه تأثیری بر فهم مکان در معماری عصر مدرن گذاردهاست. از یافتههای این پژوهش دگرگونی معنایی عظیم مکان در عصر مدرن و جایگزینی آن با مفهوم فضا در معماری مدرن است که حاصل توجه عمده به ویژگی امتدادداری مکان، ظهور کارکردگرایی در افول مکان به مفهوم سایت و نگاه به مکان به عنوان کالا میباشد.