گفتمان بصری پست مدرنیستی در آرای لیواتار با نگاهی به آثار دوشان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه هنر، دانشکده هنر و معماری، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.
2 استادیار گروه هنر، دانشکده هنر و معماری، واحد رامسر، دانشگاه آزاد اسلامی، رامسر، ایران.
3 استادیار گروه ارتباط تصویری، دانشکده هنر و معماری، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
4 استادیار گروه فلسفه هنر، دانشکده هنر و معماری، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.
doi
10.22034/jpiut.2021.48344.3007چکیده
جریان اندیشه پستمدرنیستی در اواسط قرن بیستم جوانه زده و تا به امروز رشد کرده و تکامل یافته است. ژان فرانسوا لیوتار (98-1925) فیلسوف فرانسوی نوعی حساسیت بصری پستمدرنیستی را در برابر حساسیت گفتاری مدرنیستی مینشاند. او دارای اندیشههای انتقادی است و شیوههای نوینی را برای نقادی وضعیت فکری و فرهنگی معاصر در حوزههای مختلف سیاسی، اجتماعی و هنری ارائه میدهد. ملاکهای کلی حقیقت و کذب، به شدت در چهارچوب نظری اندیشه لیوتار مسئلهدار هستند و نمیتواند آنها را مسلم و یقینی بپذیرد، اما در فقدان چنین قواعدی به دنبال اندیشه و عملی مسئولانه است. این فیلسوف پست مدرن، با نگاهی به آثار دوشان به بزرگداشت دیدن و چشم و حساسیت بصری در وضعیت پست مدرن میپردازد. لذا در این مقاله که به شیوه توصیفی تحلیلی و با مطالعه منابع کتابخانهای صورت گرفته است، در وهله نخست به مرور چیستی گفتمان زبانی مدرنیستی در تفکرات لیوتار پرداخته خواهد شد و در مرحله بعد حساسیت بصری پست مدرنیستی در تفکرات وی مورد کنکاش قرار میگیرد و از این رهگذر ضمن بررسی آثار دوشان به ارائه قرائت جدیدی که لیوتار از امر والا مطرح میکند، خواهیم پرداخت که منجر به تعریف جدیدی از امروالا خواهد شد و میتوان آن را والای پستمدرنیستی لیوتاری نام نهاد.