تلویزیون به مثابه شاعر، در بوته نقد افلاطونی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه کاشان، کلشان، ایران.
doi
10.22034/jpiut.2021.46427.2859چکیده
نزاع افلاطون با شاعران و حکم به اخراج آنها از مدینه فاضله را از مطالعه جمهوری بهخوبی میتوان دریافت. او در کتاب سوم جمهوری به تعیین بایدها و نبایدها در خصوص شعر میپردازد و تعیین میکند که چه اشعاری باید برای جوانان خوانده شوند و چه اشعاری نباید خوانده شوند. این نقد تند و تیز افلاطون به شعر و شاعری، امروزه به نوعی میتواند ساختار هنری رسانههای جمعی مانند تلویزیون و سینما را نیز دربرگیرد. به نظر افلاطون واکنشهای ما در برابر اتفاقات مختلف زندگی روگرفتی از واکنشهای ما در برابر شعر هستند. همین امر، امروزه درخصوص تلویزیون نیز صادق است. تلویزیون صرفاً یک ابزار انتقال و پخش است و هیچ وسیله تازهای برای تفسیر هنری واقعیت ارائه نمیدهد. به عبارت دیگر، تلویزیون جهان را آنگونه که هست تصویر میکند و به ما ارائه میدهد، یا به تعبیر افلاطونی، صرفاً روگرفتی از صورت ظاهر آن را عرضه میکند و در نتیجه، چنانکه افلاطون درباره شعر تأکید میکند، در برنامههای تلویزیونی نیز تقلیدها بر جای واقعیت مینشینند. در این جستار تلاش خواهیم نمود تا با تبیین دیدگاه افلاطون در خصوص هنر شاعری، آنگونه که در جمهوری بیان شده است، به نقد افلاطونیِ رسانههای جمعی در روزگار حاضر بویژه تلویزیون بپردازیم.