روبسپیر- کانت: بررسی نسبت آزادی مطلق و ترور با فلسفه اخلاق کانت بر اساس پدیدارشناسی روح هگل
نویسندگان
1 دکترای فلسفه، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22034/jpiut.2020.37889.2497چکیده
هگل در کتاب پدیدارشناسی روح ساختار دیالکتیکی تاریخ آگاهی انسان اروپایی را به تصویر کشیده است. او در تمام گذارهای آگاهی به برآیندهای مختلف، ضرورت و نسبتی دیالکتیکی تشخیص داده است و آن را در تمامی ساحات تاریخ و ساحات اندیشه در جریانهای مختلف دنبال میکند. در فصل روح با دو جریان بسیار مهم در تاریخ اجتماعی یعنی انقلاب فرانسه و در تاریخ اندیشه یعنی فلسفه اخلاق کانت مواجهیم که در طی دو بخش بهطور متوالی ظاهر میشوند و گویی که هگل نسبتی تنگاتنگ بین حکومت ترورِ روبسپیر و فلسفه اخلاق کانتی یافته است. جایی که آزادی انتزاعی روبسپیر در جهت ایجاد آزادی مطلق در تحقق ارادهی جزئیِ عام یافته خود، هرگونه نهاد یا جزئیتی را بهعنوان عامل اخلال تحقق آزادی ارادهی خویش نابود میسازد و دورهای از استبداد و وحشت آغاز میکند. گویی که چنین ادعای اراده عامی که تحمل هیچ جزئیت و مخالفی را ندارد به استبداد درونی قانون کلی اخلاق کانتی (که تحقق آن یگانه راه دستیابی به آزادی است) در جهت نابودیِ طبیعت، امیال، آداب و رسوم و نهادهای عینی و غیره تبدیل میشود و وحشت و اضطراب به دلیل تناقضات بیپایان ایجاد میکند و فرد اخلاقی همچون فرد انقلابی با رفع همهجانبه عینیت، درون اراده انتزاعی خود اسیر میشود که این امر به اعتقاد هگل تبعات خطرناکی خواهد داشت.