آگاهی پدیداری، چالشی برای فیزیکالیسم

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد فلسفه، دانشگاه تهران، تهران. ایران

2 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه تهران، تهران. ایران

doi
10.22034/jpiut.2022.49453.3081
چکیده

موفقیت‌ انکارناپذیر علم عصب‌شناسی‌ ‌در توضیح حالات روانی انسان که در گذشته بر اساس مفاهیم فراطبیعی تبیین می‌شدند، بسیاری از دانشمندان و فیلسوفان عصر جدید را به دفاع از روش‌های فیزیکالیستی در توضیح ماهیت انسان‌ سوق داده است. بر طبق این دیدگاه، علم با شناخت ساختارهای فیزیولوژی انسان به‌ویژه مغز و کارکرد‌های آن، سرانجام قادر خواهد بود از طریق مفاهیم فیزیکیِ صرف، سرشت انسان با همۀ ویژگی‌هایش را تبیین کند. مهم‌ترین چالشی که همواره متوجه این دیدگاه بوده است، مسئلۀ آگاهی و یا به تعبیر سنتی آن چگونگی رابطۀ ذهن و بدن است. با این حال، دانشمندان معاصر با ارائۀ نظریه‌ها و مفاهیم جدید علمی دربارۀ سازوکارهای مغز و نسبت آن با حالات ذهنی کوشش می‌کنند تا از طریق علوم فیزیکی پدیدۀ آگاهی را تبیین کنند. هدف این مقاله نشان دادن این است که آگاهی پدیداری مهم‌ترین چالش در برابر فیزیکالیسم  و نظریه-های طبیعت‌گرایانه است. با بررسی مفهوم آگاهی و تقسیم این مفهوم به دو بخش «آگاهی ادراکی» و «آگاهی پدیداری»، استدلال کرده‌ایم که نظریه‌های علمی در بهترین حالت صرفاً تبیینی از آگاهی ادراکی‌ به ‌دست می‌دهند، در حالی که چالش اصلی علوم طبیعی، تبیین آگاهی پدیداری است، لیکن آگاهی پدیداری به‌ جهت ویژگی ذاتیِ ذهنیت، خارج از دسترس علوم فیزیکی قرار دارد، مگر اینکه علم منظر اول شخص را به رسمیت بشناسد.