حکمرانی جهانی و حقوق جهانی؛ گذار از حقوق بین¬الملل دولت¬محور در عصر جهانی¬شدن
نویسندگان
doi
چکیده
پس از گذشتن امواج عظیم جهانیشدن از روی همهی ابعاد زندگی بشر، شاهد تحول در ساختار و عملکرد دولتها چه در سطح ملّی و چه فراملّی هستیم. در بعد بینالمللی با ظهور بحرانها و چالشهای عظیم در زمینههای مختلف از یک سو و بیمیلی یا ناتوانی دولتهای محلی در حل و فصل این دشواریها با سازوکارهای موجود از سوی دیگر، ضرورت ایجاد و توسعهی حکمرانی جهانی که منافع متقابل بشری را در نظر گرفته و به طور مؤثری به این بحرانها بپردازد، ضرورت یافت. اهمیت سازمانهای غیردولتی و فراملّی در این تحولات غیر قابل انکار است. در واقع با شکلگرفتن جامعهی جهانی، حکومتی جهانی نیز به طور جنینی و غیرمنسجم در حال ظهور است که بالطبع به ایجاد و گسترش نظام حقوقی مطلوب خود میپردازد. این نظام حقوقی دیگر بینالمللی نیست بلکه جهانی است و موجودیت نهاد دولت ملّی را پشت سر میگذارد. هرچند در این فرآیند، قدرتهای غربی به واسطهی امکانات گستردهتری که دارند، نقش پررنگتری در راستای استقرار رژیمهای مرتبط ایفا میکنند و میتوان انتظار داشت که روند امور را در راستای منافع خود شکل دهند. این مطالعه درصدد بررسی ابعاد این گذار و تحقق حکمرانی جهانی در عرصهی حقوقی است.