تحلیلی بر پژوهشهای علمی در حوزه برنامهریزی درسی و تربیت مغزمحور با رویکرد علمسنجی مبتنی بر ساحتهای سند تحول بنیادین ایران
نویسندگان
1 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان، اصفهان، ایران
2 استادیار گروه برنامهریزی درسی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
3 دانشیار فلسفه تعلیم و تربیت و برنامه ریزی درسی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.
doi
10.48310/jcdr.2026.20992.1246چکیده
پیشینه و اهداف: نظامهای آموزشی در پاسخ به نیازهای پیچیده یادگیری و تربیت همهجانبه، به بازنگری در مبانی نظری و رویکردهای تربیتی نیاز دارند. تربیت مغزمحور بهعنوان رویکردی مبتنی بر یافتههای علوم اعصاب، بر طراحی و اجرای فرآیند آموزش متناسب با سازوکارهای یادگیری مغز تأکید دارد و میتواند به تقویت کیفیت یادگیری و رشد متوازن ساحتهای ششگانه سند تحول بنیادین کمک کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نظاممند جایگاه و مسیر تحول پژوهشهای علمی مرتبط با برنامهریزی درسی و تربیت مغزمحور، و بررسی پیوند مفهومی آنها با ساحتهای مذکور انجام شد.روشها: این مطالعه علمسنجی با تحلیل 1124 مقاله از پایگاه( ScienceDirect 2010-2025) انجام شد. دادهها با استفاده از نرمافزار VOSviewer و تحلیل همرخدادی واژگان کلیدی (حداقل 6 تکرار) و شبکه همنویسندگی در جهت ترسیم ساختار دانش موجود بررسی شدند. یافتهها: یافتههای تحلیل به شناسایی حوزههای پرکاربرد و خلأهای پژوهشی منجر شد و نشان داد که تمرکز مطالعات بیشتر بر ابعاد شناختی و آموزشی بوده و ساحتهای زیستی و زیباشناختی کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. نتیجهگیری: نتیجه کلی پژوهش بیانگر آن است که رویکرد تربیت مغزمحور، نه بهعنوان یک روش، بلکه بهمثابه چارچوبی نظری و میانرشتهای، ظرفیت همافزایی میان علوم تربیتی و علوم اعصاب را در جهت تحقق اهداف سند تحول بنیادین داراست. بر این اساس، بهرهگیری از همکاریهای بینرشتهای، ترویج سواد مغزی در میان معلمان، و توجه به طراحی برنامههای درسی مبتنی بر شواهد میتواند مسیر توسعه و کاربست این رویکرد را در آموزش و پرورش ایران تقویت کند.